بازاندیشی کیفرگزینی با تکیه بر فناوری های هوشمند

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICMHSR23_126

تاریخ نمایه سازی: 10 خرداد 1405

چکیده مقاله:

گسترش فناوری های هوشمند و نفوذ روزافزون هوش مصنوعی در عرصه های مختلف حکمرانی، نظام عدالت کیفری را نیز با پرسش های تازه ای درباره چگونگی بهره گیری از این فناوری در فرایند تصمیم گیری قضایی مواجه ساخته است. یکی از مهم ترین حوزه هایی که تحت تاثیر این تحول قرار گرفته، فرایند کیفرگزینی است؛ فرایندی که به طور سنتی بر قضاوت انسانی، ارزیابی شرایط فردی مرتکب و تشخیص تناسب میان جرم و مجازات استوار بوده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین الگوهای نوین کیفرگزینی در پرتو فناوری های هوشمند و بررسی امکان استفاده از هوش مصنوعی در این فرایند انجام شده است. روش تحقیق در این مطالعه توصیفی تحلیلی و مبتنی بر بررسی منابع حقوقی، مطالعات تطبیقی و تحلیل کارکردهای عملی سامانه های هوشمند در نظام های عدالت کیفری است. یافته های پژوهش نشان می دهد که کاربرد هوش مصنوعی در کیفرگزینی را می توان در سه الگوی اصلی طبقه بندی کرد: الگوی کیفرگزینی ابتدایی که در آن فناوری های تحلیلی می توانند در ارزیابی اولیه داده های پرونده و تحلیل الگوهای کیفری نقش ایفا کنند؛ الگوی کیفرگزینی کنترلی که به استفاده از ابزارهای فناورانه برای نظارت و ارزیابی تصمیمات کیفری با هدف کاهش پراکندگی قضایی و افزایش انسجام در تعیین مجازات مربوط می شود؛ الگوی کیفرگزینی مشورتی که در آن هوش مصنوعی به عنوان ابزار تحلیلی و پیشنهاددهنده در کنار قاضی قرار می گیرد و با ارائه تحلیل های داده محور، به غنای فرایند تصمیم گیری کمک می کند، در حالی که اختیار نهایی صدور حکم همچنان در صلاحیت قاضی انسانی باقی می ماند. نتایج پژوهش نشان می دهد که در میان این الگوها، رویکرد مشورتی واقع بینانه ترین و سازگارترین شیوه برای استفاده از هوش مصنوعی در نظام عدالت کیفری است؛ زیرا ضمن بهره گیری از توان پردازشی و تحلیلی سامانه های هوشمند، استقلال قضایی و اصول بنیادین دادرسی عادلانه را حفظ می کند. در این چارچوب، هوش مصنوعی می تواند در تحلیل داده های گسترده، شناسایی الگوهای رفتاری مجرمانه، ارائه گزارش های کارشناسی و پیشنهاد گزینه های کیفر متناسب نقش آفرینی کند و از این طریق به ارتقای دقت، شفافیت و کارآمدی فرایند کیفرگزینی کمک نماید.

نویسندگان

محمدجواد فرج زاده دهکردی

دانش آموخته کارشناسی ارشد حقوق کیفری و جرم شناسی، گروه حقوق کیفری و جرم شناسی، دانشکده حقوق، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران.