نقد ساختار شخصیت در روان شناسی براساس آموزه های قرآنی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 15
فایل این مقاله در 30 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_SIP-20-40_001
تاریخ نمایه سازی: 5 خرداد 1405
چکیده مقاله:
چکیده گستردهمقدمه و اهداف: بررسی ساختار شخصیت از محوری ترین موضوعات روان شناسی معاصر است؛ با این حال، نظریه های موجود در این حوزه عمدتا بر پایه های انسان شناختی مکاتب غربی شکل گرفته و از تصویر جامعی فاصله دارند که آموزه های وحیانی از حقیقت چندبعدی انسان را ارائه می دهند. این پژوهش با هدف نقد بنیادین ساختارهای شخصیت در روان شناسی معاصر، براساس چارچوب هستی شناختی قرآن کریم انجام شده است. سوال اصلی پژوهش این است که مهم ترین کاستی های ساختارهای رایج شخصیت (مانند نظریه های فروید، یونگ، آلپورت و راجرز) از دیدگاه قرآن چیست و چگونه می توان با تکیه بر آیات و تفاسیر معتبر، مسیری برای تکامل و اصلاح این ساختارها ترسیم کرد. فرضیه محوری آن است که روان شناسی معاصر به دلیل غفلت از ابعاد پیش زادی، معنوی و فرادنیایی انسان، قادر به ارائه ساختاری جامع و منطبق با واقعیت انسان نیست.روش: این پژوهش از نوع بنیادی نظری و با روش کتابخانه ای تحلیلی انجام شده است. رویکرد حاکم بر تحلیل، روش استنطاقی (پرسشگری فعال از متن) است که از سوی شهید صدر ارائه شده است. در این روش، پژوهشگر با طرح پرسش های مشخص از متن قرآن به استنباط مبانی قرآنی می پردازد. فرایند تحقیق در دو مرحله اصلی انجام شد: ۱. گردآوری و مطالعه مهم ترین نظریه های ساختار شخصیت در روان شناسی معاصر (شامل فروید، یونگ، آلپورت، راجرز، برن و دیگران)؛ ۲. استنباط و استخراج مولفه های ساختار شخصیت از آیات قرآن کریم و تفاسیر معتبر (مانند المیزان علامه طباطبایی و تفسیر تسنیم آیت الله جوادی آملی). سپس داده های حاصل از این دو حیطه در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و از راه تحلیل منطقی، نظریه های روان شناختی با معیارهای قرآنی نقد و ارزیابی شدند.نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که ساختارهای شخصیت در روان شناسی معاصر، با وجود دقت در توصیف برخی ابعاد، با پنج کاستی اساسی و بنیادین مواجه اند:۱. غفلت از دوره پیش زادی: این ساختارها دوره جنینی و تاثیر آن بر سرشت و شخصیت را نادیده می گیرند؛ درحالی که هم یافته های روان شناسی رشد و هم آیات قرآن (مانند مومنون، ۱۲-۱۴) بر اهمیت این مرحله تاکید دارند.۲. بخشی نگری و نادیده گرفتن بعد معنوی: هر نظریه تنها بر یک بعد (هیجان، شناخت، عصبی) متمرکز شده و بعد معنوی به عنوان جزء اصیل شخصیت مورد غفلت قرار گرفته است.۳. غفلت از ساحت فرادنیایی (روح): این نظریه ها انسان را به ساحت مادی محدود می کنند؛ درحالی که قرآن به صراحت از ترکیب روح الهی با جسم (سجده، ۷-۹) و وجود عوالم سه گانه دنیا، برزخ و آخرت برای انسان سخن می گوید.۴. ناتوانی در تبیین مفاهیم تحول بخش دینی: مفاهیمی مانند توبه، شفاعت، احباط و تکفیر که در قرآن آمده و سبب تحول ناگهانی یا تدریجی در شخصیت می شوند، در چارچوب این ساختارها تبیین پذیر نیستند.۵. عدم توجه به «خود خداسو» به عنوان هسته مرکزی: هسته شخصیت در این نظریه ها، «خود» (Ego/Self) است؛ درحالی که از دیدگاه قرآن، هسته واقعی شخصیت انسان، «صورت الهی» یا «خود خداسو» اوست که بیانگر فقر ذاتی و ربط وجودی انسان به خداوند است (فاطر، ۱۵؛ انشقاق، ۶).بحث و نتیجه گیری: این نقدها نشان می دهد روان شناسی معاصر به دلیل مبانی انسان شناختی محدود خود، فاقد چارچوبی جامع برای توصیف حقیقت چندلایه و سیال انسان است؛ در مقابل، آموزه های قرآنی با تاکید بر این موارد الگویی پویا، یکپارچه و فراعالمی از ساختار شخصیت ارائه می دهند: الف) تداوم سیر شخصیت از پیش از دنیا تا پس از آن؛ ب) ترکیب ابعاد جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی؛ ج) نقش محوری رابطه انسان با خدا در شکل دهی به هویت و رفتار و د) امکان تحولات بنیادین (مانند توبه).نتیجه گیری نهایی این است که برای دستیابی به نظریه ای واقع نگر از شخصیت، لازم است روان شناسی با حفظ دستاوردهای تجربی خود، مبانی هستی شناختی خویش را با الهام از قرآن کریم بازتعریف کند و ساختاری را بپذیرد که «دوره پیش زادی»، «بعد معنوی و روحانی»، «سیر فرادنیایی» و «محوریت رابطه با خدا» را به عنوان ارکان اصلی شخصیت انسان به رسمیت بشناسد. این پژوهش مسیر حرکت به سمت «روان شناسی قرآن بنیان» با ساختاری توسعه یافته و جامع را ترسیم می کند.تقدیر و تشکر: در پایان نویسندگان این پژوهش از داوران ارجمند و دست اندرکاران انتشار نشریه که زمینه ساز نشر این تلاش فکری بوده اند، صمیمانه سپاسگزاری می کنند؛ همچنین قدردان مسئولان پژوهشگاه حوزه و دانشگاه هستیم که با پذیرش رویکرد بین رشتهای قرآن و روان شناسی، زمینه را برای گفتگوی جدی میان دانش روان شناسی و آموزه های وحیانی فراهم می سازند. امید است این پژوهش گامی مفید در جهت بازتولید دانشی باشد که هم با حقیقت انسان سازگار باشد و هم در خدمت رشد معنوی و روانی جامعه قرار گیرد.تعارض منافع: نویسندگان این مقاله هیچ گونه تعارض منافع در ارتباط با انتشار این پژوهش ندارند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مرتضی عزیزی
دانشجوی دکترا، جامعه المصطفی العالمیه، قم، ایران
محمد کاویانی
دانشیار، روانشناسی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران
سید عیسی مسترحمی
دانشیار، علم و قرآن، جامعه المصطفی العالمیه، قم، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :