بررسی تاثیر عنصر پی‎رنگ در موفقیت فیلم‎نامه‎های اقتباسی سینمای مهرجویی (نمونه موردی «لیلا» و «مهمان مامان»)

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 10

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_RPA-5-18_001

تاریخ نمایه سازی: 5 خرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر به بررسی نقش پی‎رنگ به عنوان سازوکار بنیادین روایت در فرایند اقتباس سینمایی می‎پردازد؛ سازوکاری که در انتقال معنا، انسجام‎بخشی و شکل‎دهی به ساختار روایت نقشی تعیین‎کننده دارد. اهمیت پی‎رنگ در اقتباس دوچندان است، زیرا متن ادبی هنگام ورود به عرصه تصویر باید در چارچوبی تازه و مطابق با قواعد بیانی سینما بازآفرینی شود. در این مقاله، دو فیلم لیلا (۱۳۷۵) و مهمان مامان (۱۳۸۲) از داریوش مهرجویی به عنوان نمونه‎های شاخص اقتباس در سینمای ایران بررسی شده‎اند. این دو اثر از دل ادبیات معاصر فارسی برآمده‎اند اما مهرجویی از خلال کهن‎الگوهای پی‎رنگ، روایت‎هایی نو و متناسب با بیان سینمایی خلق کرده است. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر الگوی بیست‎گانه پی‎رنگ رونالد بی.‎توبیاس و روایت‎شناسی کلاسیک (پراپ، تودوروف و ژنت) است. از میان کهن‎الگوها، دو الگوی «فداکاری» و «افراط فلاکت‎بار» به عنوان ساختارهای اصلی روایت در دو فیلم انتخاب شده‎اند. روش پژوهش توصیفی  تحلیلی با رویکرد تطبیقی است و داده‎ها از طریق مطالعه کتابخانه‎ای، بررسی دقیق دو متن ادبی و تحلیل ساختاری سه‎پرده‎ای دو فیلم گردآوری شده‎اند. یافته‎ها نشان می‎دهد که در لیلا، مهرجویی کهن‎الگوی «فداکاری» را با تمرکز بر سکوت، فروخوردگی عاطفی و تضاد میان فردیت مدرن و فشار سنتی بازآفرینی می‎کند. ناباروری لیلا محرک اصلی روایت است اما از خلال تصویرپردازی مینیمالیستی، قاب‎بندی‎های نزدیک و سکوت‎های طولانی، به محور روان‎شناختی و فرهنگی داستان بدل می‎شود. تصمیم نهایی لیلا برای کناره‎گیری از زندگی مشترک، اوج پی‎رنگ فداکاری و نقطه تلاقی کنش شخصی با ساختارهای اجتماعی است. در مهمان مامان، مهرجویی از الگوی «افراط فلاکت‎بار» برای بازنمایی زندگی طبقه فرودست، فشار اقتصادی و اضطراب حفظ آبرو بهره می‎برد. ورود ناگهانی مهمانان به خانه، نقطه آغاز سلسله‎ای از بحران‎های فزاینده است که طنز تلخ، آشفتگی خانوادگی و همبستگی جمعی را در کنار هم می‎نشاند. روایت، با ریتم تند، فضای فشرده و بازی گروهی، به‎تدریج به مرز گسست می‎رسد و سپس در پایان، با نوعی آشتی تلخ–شیرین با واقعیت جمع‎بندی می‎شود. نتایج نشان می‎دهد که مهرجویی در هر دو اثر، پی‎رنگ را فراتر از نظم‎دهی رخدادها به کار می‎گیرد؛ پی‎رنگ در این فیلم‎ها به عنصری فرهنگی  روان‎شناختی تبدیل می‎شود که معنای روایت را می‎سازد و مسیر تجربه مخاطب را هدایت می‎کند. پژوهش حاضر ثابت می‎کند که تحلیل اقتباس بر پایه کهن‎الگوهای پی‎رنگ، رویکردی کارآمد برای فهم سازوکارهای معنابخشی در سینمای اقتباسی ایران است و می‎تواند برای تحلیل آثار دیگر فیلم‎سازان ایرانی نیز به کار گرفته شود.

نویسندگان

لیلی خوش گفتار

دانشجوی دکتری تخصصی زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، تهران، ایران.

بهرام پروین گنابادی

استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، تهران، ایران .

هرمز رحیمیان اکی

استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، تهران، ایران.