کاربست سنت بداههسازی در اجراگری عاشیقهای آذربایجان (مبتنی بر نظریه هنر اجرا از ریچارد شکنر)
محل انتشار: فصلنامه رهپویه هنرهای نمایشی، دوره: 5، شماره: 18
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_RPA-5-18_002
تاریخ نمایه سازی: 5 خرداد 1405
چکیده مقاله:
بداههسازی یکی از مهمترین شاخصهای معرفتشناسی در هنرها، بیش از عینیات، اشاره به ذهنیات آفریننده دارد. این سنت که به جنبههای مختلفی اعم از توانایی و تسلط هنرمند در گرایش هنری میپردازد، به عنوان یکی از سنتهای هنر عاشیقی آذربایجان محسوب میشود. بداههسازی در اجراگری عاشیقهای آذربایجان ترکیبی چندوجهی از هنرهای نمایش، موسیقی، رقص و ادبیات است. چگونگی بهکارگیری بداهت در هنر عاشیقی و توسعه آن در دیگر هنرها مسئله اصلی پژوهش حاضر است. اهمیت این موضوع ازاینروست که بداهت روشی در کسوتپوشی هنرمندان است و هرکسی بدان جایگاه نمیرسد. هدف این مقاله تحلیل بداههسازی به عنوان سنتی قدیمی در اجراگری عاشیقهای آذربایجان مبتنی بر نظریه هنر اجرا از ریچارد شکنر است. این نظریه مبتنی بر شش مهارت اکتسابی است. ازاینروی پرسش اصلی مقاله این است که سنت بداههسازی مبتنی بر نظریه پرفورمنسآرت چگونه در هنر عاشیقی آذربایجان متبلور میشود؟ این پژوهش کیفی با هدف کاربردی به روش توصیفی تحلیلی با بهرهگیری از منابع کتابخانهای ابتدا نحوه بهکارگیری بداههسازی در هنر عاشیقی را تحلیل و سپس ضمن تطبیق با مهارتهای هنر اجرا آن را تفسیر میکند. یافتهها نشان میدهد عاشیقها نسبت به فضای مجلس، نیاز و کشش مخاطب و الگوهای آموزشدیده، در قالب سوبژکتیویته آنی به بداههسازی میپردازند. نتایج بیان میکند که بداههسازی عاشیقها به جهت وجود شرایط آموزشی چندوجهی در آن با اعتماد کردن، رهایی، پذیرفتن پیشنهاد، گوش سپردن و دقتنظر، داستانگویی و برقراری ارتباط غیرکلامی آمیخته است و ازاینروی میتواند به عنوان الگویی در آموزش، تولید و اجراگری هنرها مورد استفاده قرار گیرد. بداههپردازی به عنوان یکی از اساسیترین شاخصههای معرفتشناختی در هنرها، بازتابی از ذهنیت خلاق و ادراک سوژه آفریننده است، نه صرفا عینیت محصول نهایی. این سنت هنری که تسلط و تواناییهای اجرایی هنرمند را در گرایش تخصصی وی آشکار میسازد، در بستر فرهنگ عاشیقی آذربایجان جایگاهی محوری دارد. بداههسازی در اجرای عاشیق، یک ساختار واحد نیست، بلکه ترکیبی چندوجهی و ارگانیک از هنرهای نمایش، موسیقی، رقص و ادبیات (شعر) است که در لحظه خلق و اجرا میشود. مسئله اصلی این پژوهش، چگونگی تبلور این بداهت در هنر عاشیقی و امکان توسعه آن به مثابه یک روش تحلیلی در دیگر گونههای هنری است؛ اهمیتی که از منزلت ویژه بداهه به عنوان پوشش اجرایی خاصی ناشی میشود که دستیابی به آن نیازمند تمرین عمیق است. هدف این مقاله، تحلیل پدیده بداههسازی به عنوان سنتی دیرینه در اجرای عاشیقهای آذربایجان، با اتکا به نظریه هنر اجرا از ریچارد شکنر است. چارچوب نظری شکنر بر پایه شش مهارت اکتسابی هنرمند بنا شده است که شامل اعتماد کردن، رهایی، پذیرفتن پیشنهاد، گوش سپردن و دقت نظر، داستانگویی و برقراری ارتباط غیرکلامی میباشد. بر این اساس، پرسش اصلی پژوهش به شرح زیر طرح میگردد: سنت بداههسازی در هنر عاشیقی آذربایجان چگونه بر مبنای مولفههای نظریه پرفورمنسآرت تبلور و تحقق مییابد؟ این پژوهش با رویکردی کیفی و با هدف کاربردی، به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای انجام شده است. فرایند تحلیل ابتدا نحوه بهکارگیری بداههسازی در اجراگری عاشیقی را از منظر میدانی مورد بررسی قرار داده و سپس، این یافتهها را بهطور نظاممند با مهارتهای ششگانه شکنر تطبیق داده و تفسیر میکند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که عاشیقها بداههپردازی خود را نه در خلا، بلکه در تعاملی پویا با متغیرهای محیطی انجام میدهند. این تعامل شامل توجه دقیق به فضای مجلس، سنجش نیاز و کشش مخاطب و بهرهگیری از الگوهای آموختهشده سنتی است که همگی در قالب نوعی سوبژکتیویته آنی (لحظهای) شکل میگیرند. نتایج بهروشنی نشان میدهد که بداههسازی عاشیقها، به دلیل ماهیت آموزشی چندوجهیشان، با مجموعهای از مهارتهای روانشناختی و اجرایی شامل بازآفرینی رفتار، دگرگونی، تمرکز، انرژی، رابطه با مخاطب و تلفیق آیین و بازی آمیخته است. این ترکیب جامع، بداههپردازی عاشیقی را به عنوان یک الگوی بهینه برای آموزش، تولید و اجرای هنرهای نمایشی و موسیقایی معاصر معرفی میکند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
هادی ولی پور قره قیه
دانشجوی دکتری تخصصی رشته پژوهش هنر، گروه پژوهش هنر، واحد بین المللی کیش، دانشگاه آزاد اسلامی، کیش، ایران.
محمد عارف
دانشیار، انسانشناسی هنر، دانشکده هنر، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکز، تهران، ایران .
ابوالفضل داوودی رکن آبادی
استاد تمام، رشته طراحی پارچه، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد یزد، یزد، ایران.