بررسی داستان «رام کردن زن سرکش» از شکسپیر براساس الگوی کنشگر ی گریماس
محل انتشار: پژوهشنامه ادبیات معاصر ایران، دوره: 3، شماره: 2
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 69
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_PMLJ-3-2_008
تاریخ نمایه سازی: 5 خرداد 1405
چکیده مقاله:
شکل پذیری هر داستان با ارتباط ساختار و عناصر درونی آن امکان می یابد و درک درست روایت و ارتباط شخصیت ها ، ارزش و زیبایی آن را نمایان می سازند. ساختارگرایی روایی ، دانش نو شکوفایی است که تلاش همه جانبه ای را در جهت ارائه علمی ترین روش ممکن ، برای مطالعات ادبی مهیا می سازد و روش آن کشف نظام و تحلیل متون روایی است. یکی از نوین ترین شیوه ها، در جهت تبیین ساختار و ارتباط شخصیت های داستانی، الگوی کنشگری گریماس می باشد و بدین جهت ، در این جستار به صورت توصیفی تحلیلی و به روش کتاب خانه ای به بررسی روابط و مناسبات شخصیت ها، با استعانت از الگوی کنشگری گریماس در داستان «رام کردن زن سرکش» پرداخته شده است و شش نقش اصلی ، در این داستان مطابق الگوی کنشی گریماس «کنشگر ، فرستنده ، هدف ، پذیرنده ، یاری گر و مخالف » را بازیابی نموده و با هدف تقلیل اجزا ساختاری داستان، گام در جهت ابهام زدایی و درک بهینه آن برداشته است. از این پژوهش استنباط می شود که در داستان «رام کردن زن سرکش»، کنشگر پتروچیو و هدف او(موضوع شناسایی) ازدواج با دختری ثروتمند است. فرستنده ی پیام، طمع ثروت(یک مفهوم انتزاعی) و یاری دهنده پدر کاترینا و بیانکا(پاپیستا) است. اما پذیرنده داستان خواستگاران بیانکا و مخالف کنشگر کاتریناست. بنابراین همانطور که قابل مشاهده است هر شش نقش منطبق با الگوی گریماس در روایت حضور دارند و داستان رام کردن زن سرکش با الگوی کنشی گریماس هم پوشانی قابل پذیرشی دارد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سهیلا فلاحتکار
گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد یادگار امام خمینی (ره) شهرری ایران
زهره سرمد
گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد یادگار امام خمینی (ره) شهرری ایران
فرشته ناصری
گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد یادگار امام خمینی (ره) شهرری ایران