بررسی سیر تحول مفهوم «غربت» در شعر مهاجرت (شعراء المهجر) با تکیه بر نظریه کوچ
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 26
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF01_11211
تاریخ نمایه سازی: 5 خرداد 1405
چکیده مقاله:
پدیده مهاجرت گسترده نخبگان ادبی و فکری شامات به قاره آمریکا در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، منجر به شکل گیری مکتب ادبی «المهجر» شد که یکی از غنی ترین بن مایه های آن، مفهوم «غربت» است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی سیر تحول این مفهوم در آثار شاعران برجسته این مکتب (مانند جبران خلیل جبران، ایلیا ابوماضی و میخائیل نعیمه) و با بهره گیری از چارچوب «نظریه کوچ» (Migration Theory) تدوین گردیده است. روش تحقیق در این مطالعه، توصیفی-تحلیلی بوده و تلاش شده است تا چگونگی دگرگونی رنج دوری از وطن به یک فلسفه وجودی تبیین شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که مفهوم غربت در شعر مهاجرت، مسیری خطی را طی نکرده است؛ بلکه از یک «نوستالژی فیزیکی و دلتنگی برای مکان» آغاز شده، در مرحله بعد به «تضاد فرهنگی و بیگانگی اجتماعی» در جامعه میزبان مبدل گشته و در نهایت در آثار متاخر این شاعران، به یک «غربت وجودی و هویت هیبریدی» (چهل تکه) ختم شده است. بر اساس نظریه کوچ، این سیر تحول نشان دهنده گذار شاعر از مرحله شوک فرهنگی به مرحله بازسازی هویت در «فضای سوم» است؛ فضایی که در آن غربت دیگر یک بن بست نیست، بلکه به مثابه محرکی برای خلاقیت ادبی و کشف ابعاد جهانی انسان عمل می کند. نتیجه گیری تحقیق حاکی از آن است که شاعران مهجر با تکیه بر تجربه کوچ، مفهوم وطن را از یک جغرافیای محدود به یک ساحت زبانی و آرمانی ارتقا داده اند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
عبید محمدی
کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عرب دانشگاه کردستان