مطالعه موردی موفق وناموفق ازاجرای استراتژی آموزشی درسازمان آموزشی یاغیرآموزشی درایران

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SKILPLUS02_161

تاریخ نمایه سازی: 4 خرداد 1405

چکیده مقاله:

هدف این پژوهش، بررسی تطبیقی تجارب موفق و ناموفق اجرای استراتژی های آموزشی با تاکید بر آموزش الکترونیکی در سازمان های ایرانی است. با گسترش فناوری های اطلاعاتی، بسیاری از سازمان های آموزشی و غیرآموزشی در ایران به سمت استفاده از سامانه های مدیریت یادگیری و دوره های برخط حرکت کرده اند؛ با این حال، نتایج همه این تلاش ها یکسان نبوده است. برخی سازمان ها توانسته اند از طریق استقرار برنامه ریزی شده آموزش الکترونیکی، بهره وری و اثربخشی یادگیری را افزایش دهند، در حالی که برخی دیگر، علی رغم سرمایه گذاری های مالی و فنی قابل توجه، با شکست یا نتایج بسیار محدود مواجه شده اند (فتحی واجارگاه، ۱۴۰۰، ص. ۸۲).پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش «مطالعه موردی تطبیقی» انجام شده است. داده ها از طریق تحلیل اسناد، گزارش های رسمی و مصاحبه با خبرگان در دو نوع سازمان گردآوری شده است: یک سازمان آموزشی (دانشگاه دولتی دارای مرکز آموزش های الکترونیکی) به عنوان نمونه موفق و یک سازمان صنعتی بزرگ دارای سامانه LMS به عنوان نمونه ناموفق. برای تحلیل داده ها، از چارچوب «آمادگی الکترونیکی» و مولفه های فرهنگ سازمانی، زیرساخت های فنی، توانمندی منابع انسانی و نظام ارزیابی استفاده شد (خراسانی و عبدالملکی، ۱۳۹۶، ص. ۴۵).یافته ها نشان می دهد در نمونه موفق، استراتژی آموزشی با ماموریت و چشم انداز سازمان همسو بوده، آموزش اساتید و کارکنان پیش از استقرار سامانه به طور نظام مند انجام شده و سازوکارهای پشتیبانی فنی و انگیزشی برای فراگیران پیش بینی شده است. همچنین، طراحی دوره ها مبتنی بر نیازسنجی آموزشی و ترکیب روش های حضوری و مجازی صورت گرفته که این امر به افزایش مشارکت و رضایت فراگیران انجامیده است (عباس زادگان، ۱۳۹۸، ص. ۱۱۲). در مقابل، در نمونه ناموفق، تصمیم برای استقرار آموزش الکترونیکی عمدتا از بالا به پایین و بدون توجه به شرایط شغلی کارکنان گرفته شده، دسترسی عملی کارکنان به تجهیزات مناسب وجود نداشته و برای آموزش و آماده سازی مدرسان و فراگیران برنامه جدی در نظر گرفته نشده است. در نتیجه، نرخ مشارکت پایین، تکمیل نشدن دوره ها و نارضایتی کارکنان گزارش شده است.بر پایه مقایسه این دو مطالعه موردی، می توان نتیجه گرفت که موفقیت استراتژی های آموزشی، به ویژه در قالب آموزش الکترونیکی، بیش از آنکه به ابزار و فناوری وابسته باشد، به میزان انطباق آن با فرهنگ سازمانی، سطح آمادگی نیروی انسانی و وجود ساختارهای حمایتی و انگیزشی بستگی دارد. این مطالعه بر ضرورت اتخاذ رویکردی نظام مند و مشارکتی در برنامه ریزی استراتژی های آموزشی در سازمان های ایرانی تاکید می کند و پیشنهاد می دهد پیش از هرگونه سرمایه گذاری در سامانه های آموزشی، ارزیابی جامع از آمادگی سازمانی و نیازهای واقعی یادگیری انجام شود.

نویسندگان

زهره بابایی

دانشجوی کارشناسی ارشدمدیریت آموزشی,دانشگاه قدیرلنگرود(غیرانتفاعی)استان گیلان.ایران

آزاده قنبرزاده

دانشجوی کارشناسی ارشدمدیریت آموزشی,دانشگاه قدیرلنگرود(غیرانتفاعی)استان گیلان.ایران