واکاوی چالش ها و بزنگاه های تعادل کار-زندگی در زیست بوم آموزش و پرورش

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 100

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF02_486

تاریخ نمایه سازی: 4 خرداد 1405

چکیده مقاله:

مقدمه و هدف: تعادل کار-زندگی در مشاغل انسانی-تربیتی به ویژه آموزش و پرورش، نقشی کلیدی در بهزیستی کارکنان و اثربخشی سازمانی ایفا می کند. با این حال، ماهیت چندبعدی و بافت وابسته این سازه، نیازمند مطالعات توصیفی-تحلیلی جامع تری است. هدف پژوهش حاضر، واکاوی نظام مند پیشایندها، انواع و پیامدهای تعادل/تعارض کار-زندگی در آموزش و پرورش است.روش پژوهش: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی و به روش فراترکیب (سنتز پژوهی) انجام شد. جامعه پژوهش شامل مقالات علمی-پژوهشی مرتبط با کلیدواژه های «تعادل کار-زندگی»، «تعارض کار-خانواده»، «معلمان» و «آموزش و پرورش» در مقالات بود. پس از غربالگری اولیه ۱۳۲ سند، ۳۰ مقاله ، به روش تحلیل مضمون با رویکرد استقرایی-قیاسی (بر مبنای مدل دوکسبری و هیگنز) مورد تفسیر قرار گرفتند.یافته ها: تحلیل مقالات نشان داد که وضعیت تعادل کار-زندگی در آموزش و پرورش تحت تاثیر پنج دسته عامل اصلی قرار دارد: ۱- ( عوامل ساختاری سازمان (فقدان انعطاف پذیری زمانی، حجم کار اداری غیرضروری، سیاست های یکسان جنسیتی)، ۲-( عوامل مرتبط با نقش شغلی (ابهام و بار نقش، سرایت روانی منفی، کنترل پایین بر کار)، ۳-(عوامل خانوادگی-ساختاری (تعداد و سن فرزندان، نبود حمایت همسر، تقاضای سالمندی)، ۴-(تفاوت های جنسیتی (تعارض مبتنی بر زمان بیشتر در زنان، تعارض مبتنی بر فشار بیشتر در مردان) و ۵-(فرهنگ سازمانی (درخواست مرخصی برای امور خانواده، هنجارهای حضور فیزیکی محور). سه نوع تعارض کار-خانواده (زمانی، فشاری و رفتاری) در تمامی مقالات تایید شد که تعارض مبتنی بر زمان با ۶۲ درصد فراوانی، شایع ترین نوع بود. مهم ترین پیامدهای عدم تعادل عبارت بودند از: فرسودگی شغلی، قصد ترک خدمت، کاهش کیفیت تعامل معلم-دانش آموز، افزایش تعارضات زناشویی و افسردگی.نتیجه گیری: پژوهش حاضر با تجمیع یافته های ۳۰ مطالعه پیشین، نشان می دهد که تعادل کار-زندگی در آموزش و پرورش نه یک مسئله فردی، بلکه یک مسئله نظام ساختاری و چندلایه است. حمایت سازمانی صرف (بدون تغییر در ساختارهای زمانی و ارزیابی) کارساز نیست. مداخلات موثر باید شامل طراحی مدل های کاری انعطاف پذیر (بانک زمان، دورکاری ترکیبی)، توانمندسازی مدیران مدارس در زمینه حمایت خانواده محور، بازتعریف شاخص های عملکردی (کاهش تاکید بر ساعت حضور فیزیکی) و ارائه برنامه های حمایت روانی جنسیت آگاهانه باشند. یافته های این مطالعه می تواند مبنایی برای تدوین آیین نامه های اجرایی وزارت آموزش و پرورش در جهت بهبود کیفیت زندگی کاری کارکنان و در نتیجه ارتقای کیفیت خروجی نظام تعلیم و تربیت قرار گیرد.

نویسندگان

مهری سادات حسینی

فوق لیسانس مشاوره و راهنمایی دانشگاه آزاد اسلامی ابهر