تحلیل بینامتنی تاریخ انبیا در تلمیحات غزل شاعران جوان با تکیه بر نظریه ی کریستوا (مطالعه ی موردی غزل های دهه ی ۸۰ و ۹۰ هجری شمسی)
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 30
فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JCRL-5-1_004
تاریخ نمایه سازی: 4 خرداد 1405
چکیده مقاله:
مطالعات بینامتنی یکی از رویکردهای نقد آثار ادبی است و آرایه ی تلمیح- به ویژه تلمیحات تاریخی- یکی از بارزترین جلوه های ارتباط بینامتنی است که در غزل معاصر بسامد چشمگیر دارد. از میان آرای سوسور، باختین، بارت و کریستوا، نظریه ی نفی های سه گانه ی کریستوا به جهت اهمیت تاریخ در مثلث سه ضلعی فهم اثر ادبی (زبان، تاریخ، سوژه) مبنای پژوهش حاضر قرار گرفت. وی تمام روابط متنی رادر یک حوزه ی کلان بینامتنیت و متمرکز بر روابط هم عرض متنی تعریف می کند وقواعد سه گانه را در تحلیل های بینامتنی ارائه می دهد.«نفی جزئی» که در آن متن حاضر جزئی از متن غایب را، بدون نوآوری و ابتکار می آورد؛«نفی متوازی» رابطه ی متن حاضر با متن غایب به گونه ای است که سازشی میان دو متن برقرار شده و متن حاضر با پیام متن غایب هم سوست؛«نفی کلی» بالاترین سطح رابطه ی بینامتنی است که در آن، متن حاضر به بازآفرینی،تحول و دگرگونی متن غایب می پردازد وبر این اساس می توان به موضع ذهنی پدیدآورندگان (تسلیم شونده یا چالش گر و یا دگرگون کننده)دست یافت با بررسی ۸۶ مجموعه شعر چاپ شده در دو دهه ی اخیر، بسامد تلمیح به تاریخ انبیا با فراوانی ۲۸۸ ارزیابی شد. بر این اساس روایات تاریخی درباره ی «یوسف (ع)»، «آدم (ع)» و «موسی (ع)» به ترتیب در صدر توجه غزل سرایان قرار گرفته است و انواع نفی های سه گانه به ترتیب بسامد عبارتنداز «نفی جزئی» (با ۲۰۰ مورد)، «نفی کلی» (۴۹ مورد)و «نفی متوازی» (۳۹مورد).این فراوانی نشان می دهد که موضع ذهنی غزل سرایان در مواجهه با بینامتنیت تاریخ انبیا، تسلیم شونده بوده است و چالش گری و دگرگون کنندگی در جایگاه بعدی با بسامدی نزدیک به هم قرار دارند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
الهام جوادی
گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
سپیده یگانه
گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران