بررسی رابطه میان مدیریت سبک زندگی سالم در محیط های آموزشی و پیشگیری از رفتارهای پرخطر در دانش آموزان با رویکرد روان شناسی تربیتی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_1813

تاریخ نمایه سازی: 4 خرداد 1405

چکیده مقاله:

در سال های اخیر، افزایش نشانه های بحران در سلامت روانی نوجوانان، بروز رفتارهای تکانشی، گرایش به گروه های همسالان پرخطر و اعتیادهای دیجیتال، ضرورت بازنگری جدی در رسالت نظام های آموزشی را برجسته کرده است. رفتارهای پرخطر، برخلاف تصور رایج، پدیده هایی ناگهانی و منفک از بستر تربیتی نیستند؛ بلکه از فقدان مهارت های تنظیم هیجان، ضعف خودتنظیمی، مدیریت ناکارآمد استرس و نداشتن عادت های پایدار سالم در سبک زندگی ریشه می گیرند. در چنین شرایطی، مدرسه به عنوان مهم ترین اکوسیستم رشد، نقشی حیاتی در شکل دهی یا اصلاح الگوهای زندگی دانش آموزان دارد. مولفه هایی مانند خودتنظیمی هیجانی، مدیریت استرس تحصیلی، بهداشت خواب و تغذیه، سواد رسانه ای و سبک زندگی دیجیتال، تعلق و دلبستگی به مدرسه، خودکارآمدی تحصیلی، و مهارت های ارتباطی و حل تعارض، در کنار جو روانی حامی و روابط مثبت در مدرسه، می توانند به عنوان عوامل محافظتی قدرتمند در برابر رفتارهای پرخطر عمل کنند. تحقق تربیت سبک زندگی محور مستلزم گذار از رویکردهای کنترل گرایانه و تنبیه محور به سمت الگوی مدیریت مشارکتی است؛ الگویی که در آن دانش آموز فرصت تجربه خودمختاری، مسئولیت پذیری و نقش آفرینی واقعی در مدرسه را به دست می آورد. در این چارچوب، معلمان به عنوان معماران سبک زندگی و الگوهای عینی یادگیری مشاهده ای، با نحوه مدیریت هیجان، شیوه ارتباط، سازمان دهی کلاس، تنظیم فشار تحصیلی، و توجه به نیازهای عاطفی و اجتماعی، نقشی تعیین کننده در درونی سازی عادت های سالم ایفا می کنند. دلبستگی عاطفی به مدرسه، مشارکت در فعالیت های جمعی، تجربه احترام و دیده شدن، و وجود فضای امن برای ابراز احساسات، جملگی به ایجاد پایگاه روانی امن برای نوجوان منجر می شود؛ پایگاهی که احتمال جست وجوی هیجان و تایید در مسیرهای پرخطر بیرونی را کاهش می دهد.

نویسندگان

الهام امیری فروتقه

کارشناسی ارشد مدیریت ورزشی

صادق جعفری

کارشناسی ارشد مدیریت استراتژیک