ارتباطات و تاب آوری اجتماعی: بازاندیشی در نقش خانواده، فرهنگ و رسانه در شرایط بحران

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 31

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JJSC-6-22_001

تاریخ نمایه سازی: 4 خرداد 1405

چکیده مقاله:

جنگ در ادبیات علوم اجتماعی صرفا به عنوان یک تقابل نظامی یا رخداد ژئوپلیتیکی بین کشورها ی درگیر تعریف نمی شود، بلکه پدیده ای چندبعدی و پیچیده ایست که علاوه بر تاثیرات نظامی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی تمامی لایه های حیات اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد. جنگ با خود مجموعه ای از دگرگونی های ساختاری در عرصه های اقتصادی، فرهنگی، روانی و ارتباطی به همراه می آورد و به همین دلیل تحلیل آن تنها در چارچوب محدود مطالعات نظامی یا امنیتی کفایت نمی کند. در واقع جنگ را باید نوعی «وضعیت اجتماعی خاص» دانست که در آن روابط انسانی، الگوهای ارتباطی و ساختارهای نهادی جامعه دستخوش تغییر و بازتعریف می شوند. در چنین شرایطی مسئله روایت، ادراک اجتماعی و باز نمایی از جنگ در ذهنیت جمعی ، اهمیت ویژه ای پیدا می کند. جنگ پیش از آنکه در میدان های نبرد تجربه شود، در ذهن و ادراک عمومی جامعه معنا و تجلی پیدا می کند. این ادراک عمدتا از طریق فرایندهای ارتباطی در مدار انتقال پیام نزد مخاطبان شکل می گیرد؛ یعنی رسانه ها، شبکه های اجتماعی، گفت وگوهای روزمره و تعاملات اجتماعی در شکل دهی به برداشت عمومی از وضعیت جنگ و ابعاد آن و فر آیند بازنمایی این پدیده پیچیده و متعدد الابعاد در ذهنیت جمعی نقش دارند. بنابراین جنگ را می توان تا حد زیادی یک پدیده ارتباطی ، فر هنگی ،رسانه ای و چامعه شناختی نیز تلقی کرد. جامعه شناسی ارتباطات نشان می دهد که در شرایط وقوع و گسترش بحران های بزرگ، جریان اطلاعات و ارتباطات به یکی از مهم ترین منابع قدرت اجتماعی و فرهنگی تبدیل می شود. کنترل، هدایت و مدیریت روایت ها، نحوه چارچوب بندی اخبار و مدیریت پیام های رسانه ای می تواند بر سطح امید، اضطراب و انسجام اجتماعی تاثیر بگذارد. از این رو در دوران جنگ، مدیریت ارتباطات عمومی به یکی از عناصر حیاتی برای حفظ ثبات اجتماعی تبدیل می شود. در کنار نظام فرهنگی و ارتباطی، نهاد خانواده نیز از جمله نخستین ساختارهایی است که پیامدهای جنگ را تجربه می کند. خانواده نه تنها محل زندگی و تعامل روزمره افراد است، بلکه یکی از مهم ترین فضاهای شکل گیری معنا، هویت و حمایت عاطفی محسوب می شود. در شرایط بحرانی، خانواده می تواند به عنوان یک سپر دفاع اجتماعی عمل کرده و نقش مهمی در کاهش فشارهای روانی و اجتماعی ایفا کند. با این حال، جنگ اغلب با مجموعه ای از فشارها و چالش های جدید برای خانواده ها همراه است. ناپایداری اقتصادی، افزایش نرخ بیکاری ، بالاتر رفتن نرخ تورم و افزایش هزینه های زندگی، اختلال درفرصت های شغلی، نگرانی های امنیتی، مهاجرت یا جابه جایی های اجباری و تغییر در ساختار نقش های خانوادگی از جمله عواملی هستند که می توانند تعادل زندگی خانوادگی را تحت تاثیر قرار دهند. یکی از پیامدهای مهم جنگ در سطح خانواده، تغییر در مناسبات خانوادگی، نقش ها و مسئولیت های اعضای آن است. در بسیاری از موارد، زنان و مادران نقش های اقتصادی و مدیریتی گسترده تری در خانواده بر عهده می گیرند و کودکان نیز ناخواسته با شرایطی مواجه می شوند که فراتر از ظرفیت های روانی و عاطفی آنان است. این تغییرات می تواند هم فرصت هایی برای بازتعریف نقش ها ایجاد کند و هم فشارهای جدیدی بر ساختار خانواده وارد آورد...

نویسندگان

رضا اسماعیلی

جامعه شناس و استادیار دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان