رویکردهای فعال و تفاوت محور در تدریس علوم قرآنی و عربی: بررسی عملکرد معلم و دانش آموز

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 30

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_1739

تاریخ نمایه سازی: 2 خرداد 1405

چکیده مقاله:

درس علوم قرآنی و عربی به عنوان دو حوزه معرفتی عمیقا مرتبط، جایگاهی محوری در نظام تربیتی اسلامی دارند. با این حال، رویکردهای سنتی و معلم محور غالب در تدریس این دروس، غالبا به جای ایجاد انگیزه و درک معنادار، به حفظ سازی طوطی وار و احساس دشواری و بی ارتباطی با زندگی در دانش آموزان منجر شده است. این مقاله مروری با هدف تحلیل و تبیین جایگزین های موثر، یعنی «رویکردهای فعال یادگیری» و «رویکردهای تفاوت محور» در آموزش علوم قرآنی و عربی، و نیز بررسی تاثیر این رویکردها بر عملکرد معلم و دانش آموز نگاشته شده است. رویکردهای فعال با محوریت قراردادن دانش آموز و درگیرسازی او در فرآیند ساخت معنا، شامل روش هایی مانند یادگیری مبتنی بر حل مسئله، پروژه، ایفای نقش، بازی های آموزشی، بحث گروهی و استفاده از فناوری می شود. رویکرد تفاوت محور نیز با شناسایی و احترام به تنوع سبک های یادگیری، هوش های چندگانه، پیش زمینه های فرهنگی-زبانی و علایق دانش آموزان، بر ارائه مسیرهای یادگیری شخصی سازی شده تاکید دارد. یافته های این مرور نظام مند که بر اساس تحلیل پژوهش های داخلی و بین المللی است، نشان می دهد که تلفیق این دو رویکرد می تواند تحول شگرفی در آموزش این دروس ایجاد کند. از منظر عملکرد معلم، این رویکردها نقش او را از انتقال دهنده مطلق دانش به تسهیل گر، راهنما، طراح موقعیت های یادگیری و ارزیاب تکوینی تغییر می دهد و مستلزم توسعه صلاحیت های حرفه ای جدید در زمینه روش شناسی فعال، ارزشیابی متفاوت و مدیریت کلاس انعطاف پذیر است. در عملکرد دانش آموز نیز، شواهد حاکی از افزایش انگیزه درونی، درک مفهومی عمیق تر، تقویت مهارت های تفکر انتقادی و خلاق، رشد مهارت های اجتماعی و خودتنظیمی، و نگرش مثبت به زبان عربی و معارف قرآنی است. با این حال، اجرای موفق این رویکردها با چالش هایی مانند مقاومت در برابر تغییر، کمبود زمان، تراکم جمعیت کلاس، نبود منابع آموزشی مناسب و نیاز به آموزش گسترده معلمان روبروست. این مقاله نتیجه می گیرد که گذار از پارادایم سنتی به سمت پارادایمی فعال و تفاوت محور در تدریس علوم قرآنی و عربی نه یک انتخاب لوکس، بلکه یک ضرورت تربیتی برای تربیت نسلی خلاق، نقاد و معتقد است که بتواند با زبان قرآن و معارف آن ارتباطی زنده و پویا برقرار کند. موفقیت این گذار، مشروط به بازنگری در برنامه ریزی درسی، سرمایه گذاری بر توسعه حرفه ای معلمان و ایجاد فرهنگ مدرسه ای حمایتگر است.

نویسندگان

سمانه زراعتگر

کارشناسی ارشد، الهیات گرایش فقه و مبانی حقوق رشته الهیات