تاثیر اموزش فلسفه بر افزایش یادگیری معنادار خلاقیت ذهنی و توانایی حل مسئله کودکان ابتدایی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22

فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_1718

تاریخ نمایه سازی: 2 خرداد 1405

چکیده مقاله:

آموزش فلسفه به کودکان، به ویژه در دهه های اخیر به عنوان رویکردی نوین برای ارتقا کیفیت یادگیری در دوره ابتدایی موردتوجه پژوهشگران قرار گرفته است. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش فلسفه بر افزایش یادگیری معنادار، خلاقیت ذهنی و توانایی حل مسئله در کودکان دوره ابتدایی است. یادگیری معنادار زمانی شکل می گیرد که دانش آموزان بتوانند مفاهیم جدید را با دانش پیشین خود پیوند دهند، درباره آن ها تامل کنند و در موقعیت های واقعی به کار گیرند. آموزش فلسفه با تاکید بر گفت وگوی جمعی، پرسش محوری و تفکر انتقادی، زمینه تحقق چنین یادگیری ای را فراهم می سازد. یافته ها ونتایج بیان می کند، مشارکت کودکان درحلقه های گفت وگوی فلسفی موجب افزایش توانایی آن ها درطرح پرسش های عمیق، تحلیل مسائل و ارزیابی دیدگاه های متفاوت می شود. این فرایندها نه تنها به تقویت تفکر منطقی و استدلالی می انجامد، بلکه خلاقیت ذهنی کودکان را نیز ارتقا می دهد؛ زیرا دانش آموزان تشویق می شوند راه حل های نوآورانه ارائه دهند، از چارچوب های کلیشه ای فراتر روند و دیدگاه های شخصی خود را بصورت آزادانه بیان کنند. ازسوی دیگر، آموزش فلسفه با ایجاد فضای امن برای گفت وگو و تبادل نظر، اعتمادبه نفس شناختی دانش آموزان را افزایش داده و آنان را به مشارکت فعال در فرایند یادگیری ترغیب می کند. درحوزه توانایی حل مسئله، آموزش فلسفه به کودکان کمک می کند تا مسائل را بصورت نظام مند تعریف کنند، فرضیه سازی نمایند و پیامدهای راه حل های مختلف را بسنجند. این مهارت ها نقش مهمی در مواجهه با مسائل تحصیلی و زندگی روزمره ایفا می کند و موجب انتقال یادگیری از محیط کلاس به موقعیت های واقعی می شود. در مجموع، آموزش فلسفه می تواند به عنوان ابزاری توانمند در برنامه درسی دوره ابتدایی مطرح شود که نه تنها به ارتقا عملکرد تحصیلی می انجامد، بلکه رشد همه جانبه شناختی و اجتماعی کودکان را نیز تقویت می کند. نتایج بر ضرورت گنجاندن آموزش فلسفه در نظام آموزشی ابتدایی تاکید دارد.

نویسندگان

مرضیه جوشن

دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد امیدیه، امیدیه، ایران

فاطمه تقی زاده

دانشجوی کارشناسی ارشد،گروه علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد امیدیه، امیدیه، ایران

شیدا عباسی لرکی

گروه علوم تربیتی، واحد امیدیه، دانشگاه آزاد اسلامی، امیدیه، ایران