رابطه تفکر و خلاقیت مدیران با سطح عملکرد آنان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 55

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_10327

تاریخ نمایه سازی: 2 خرداد 1405

چکیده مقاله:

این پژوهش با هدف بررسی عمیق و همه جانبه رابطه میان سازوکارهای تفکر، ابعاد مختلف خلاقیت مدیران و پیامدهای آن بر سطح عملکرد فردی و سازمانی آنان انجام گرفته است. در سال های اخیر، به دلیل پیچیدگی فزاینده و پویایی غیرقابل پیش بینی محیط های کسب وکار، ظهور فناوری های نوظهور با سرعتی سرسام آور، شدت یافتن رقابت های جهانی در تمامی حوزه ها، و نیاز مبرم سازمان ها به ارتقای اثربخشی مدیریتی و دستیابی به مزیت های رقابتی پایدار، موضوع خلاقیت و تفکر خلاق در رهبری سازمان ها اهمیت استراتژیک یافته است. خلاقیت مدیریتی فراتر از صرف توانایی تولید ایده های جدید و نوآورانه، شامل مجموعه ای پیچیده از مهارت های شناختی، ظرفیت های نگرشی، و الگوهای رفتاری است که در بستر فرآیندهای کلیدی مدیریتی مانند تفکر انتقادی، توانمندی در حل مسئله، دقت و سرعت در تصمیم گیری، پیش بینی هوشمندانه روندها و چالش های آینده، و توانایی سازگاری انعطاف پذیر با تغییرات بروز و ظهور می یابد. در این پژوهش، رویکردی جامع اتخاذ شده است تا سازوکارهای شناختی و سازمانی تاثیرگذار بر شکل گیری و تقویت خلاقیت مدیران، چگونگی تاثیر مستقیم و غیرمستقیم این خلاقیت بر مولفه های مختلف عملکرد سازمانی، و همچنین نقش عوامل زمینه ای و میانجی که بر این رابطه تاثیر می گذارند، به دقت شناسایی، تحلیل و تشریح شوند.یافته های نظری حاصل از این پژوهش تحلیلی نشان می دهد که مدیرانی که از سبک های تفکر باز، انعطاف پذیر، چندوجهی و مبتنی بر تحلیل عمیق و سیستمی استفاده می کنند، در مقایسه با مدیران با سبک های تفکر محدود و سنتی، با احتمال بسیار بیشتری قادرند راهکارهای خلاقانه و نوآورانه ارائه دهند، ساختارهای سازمانی متعارف و ناکارآمد را به چالش بکشند و برای بهبود آن ها طرح های نو در اندازند، انگیزه های درونی و بیرونی کارکنان را به شیوه های خلاقانه افزایش دهند، و در نهایت، منابع سازمانی را با کارآمدی و اثربخشی بیشتری مدیریت و تخصیص دهند. علاوه بر این، پژوهش حاضر بر نقش حیاتی و میانجی محیط های سازمانی حمایتی، فرهنگ های سازمانی باز و مبتنی بر اعتماد و ارتباطات شفاف، و همچنین سرمایه انسانی توانمند و انگیخته، در تقویت رابطه میان خلاقیت مدیران و ارتقای عملکرد کلی سازمان تاکید دارد. نتایج و تحلیل های ارائه شده در این مقاله می تواند به عنوان مبنای علمی و عملیاتی برای توسعه برنامه های آموزشی و توانمندسازی اثربخش مدیران، بهبود و بازنگری در سیستم های ارزشیابی عملکرد مدیران، و همچنین طراحی و پیاده سازی استراتژی های نوآوری محور و خلاقیت گرا در سطوح مختلف سازمان ها مورد بهره برداری قرار گیرد.

نویسندگان

محمد پیکار زاده

فوق لیسانس مدیریت آموزشی مقطع کادر اداری

حیدر احمدزاده

لیسانس ابتدایی مقطع ابتدایی

زهرا علی بابائی شهرکی

لیسانس مطالعات مقطع متوسطه اول

افشین ثابت قهفرخی

لیسانس ادبیات مقطع ابتدایی مربی پرورشی