تاثیر هوش مصنوعی مولد بر کاهش یا افزایش خلاقیت دانش آموزان دوره ابتدایی و متوسطه

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 42

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RVCONF06_2256

تاریخ نمایه سازی: 2 خرداد 1405

چکیده مقاله:

با ظهور و گسترش سریع هوش مصنوعی مولد (Generative AI) در دهه اخیر، نظام های آموزشی با تحولی بنیادین مواجه شده اند که پیامدهای آن بر فرآیند یادگیری و پرورش خلاقیت دانش آموزان، به یکی از چالش برانگیزترین مباحث در علوم تربیتی و فناوری آموزشی تبدیل شده است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی و بررسی دوگانه، به واکاوی تاثیرات متضاد و پیچیده هوش مصنوعی مولد بر سطح خلاقیت دانش آموزان می پردازد. از یک سو، منتقدان معتقدند که دسترسی آسان به پاسخ های آماده و تولید محتوا توسط ماشین، منجر به تنبلی ذهنی، کاهش تلاش شناختی و وابستگی بیش ازحد به ابزارهای خودکار می شود که در نهایت موجب تضعیف توانایی تفکر انتقادی و حل مسئله به صورت مستقل خواهد شد. در این دیدگاه، هوش مصنوعی به عنوان عاملی برای کاهش «خلاقیت بومی» و اصالت آثار دانش آموزان عمل کرده و جایگزین فرآیند دشوار اما ضروری اکتشاف و ایده پردازی شخصی می گردد. از سوی دیگر، طرفداران این فناوری استدلال می کنند که هوش مصنوعی مولد نه تنها خلاقیت را کاهش نمی دهد، بلکه آن را دموکراتیزه کرده و گسترش می بخشد. این ابزارها می توانند به عنوان «همفکرهای دیجیتال» یا محرک های خلاقیت عمل کنند، با ارائه ایده های اولیه، شکستن بن بست های ذهنی و ارائه بازخوردهای فوری، به دانش آموزان کمک کنند تا از مراحل مقدماتی و تکراری فرآیند خلاقانه عبور کرده و بر جنبه های بالاتر تفکر، نظریه پردازی و نوآوری متمرکز شوند. شواهد نشان می دهد که دانش آموزانی که به درستی با این ابزارها کار می کنند، می توانند طیف وسیع تری از راه حل ها را در زمان کوتاه تری بررسی کرده و خروجی های پیچیده تری تولید نمایند. نتایج این بررسی نشان می دهد که تاثیر نهایی هوش مصنوعی بر خلاقیت، ذاتا ماهیت ابزاری آن نیست، بلکه به نحوه به کارگیری، سطح سواد دیجیتال دانش آموزان و چارچوب های آموزشی حاکم بر کلاس درس بستگی دارد. اگر آموزش بر پایه ی «نقد و بررسی» خروجی های هوش مصنوعی و استفاده از آن به عنوان نقطه شروع ایده ها باشد، خلاقیت افزایش می یابد؛ اما اگر جایگزین تفکر عمیق شود، خلاقیت کاهش خواهد یافت. بنابراین، ضروری است که نظام های آموزشی با بازنگری در روش های ارزشیابی و تدریس، بر پرورش تفکر انتقادی، اخلاق فناوری و مهارت های نظارت بر خروجی های هوش مصنوعی تمرکز کنند تا از پتانسیل این فناوری برای ارتقای خلاقیت انسان محور بهره مند شوند. این پژوهش نتیجه می گیرد که هوش مصنوعی مولد می تواند هم افزایی آور باشد، مشروط بر اینکه دانش آموزان از مصرف کنندگان منفعل به منتقدان فعال و هدایت کنندگان هوشمند این ابزارها تبدیل شوند.

نویسندگان

افسانه آل کثیر

کارشناسی، مهندسی کامپیوتر(فناوری شبکه های کامپیوتری)، اداره کل آموزش و پرورش استان خوزستان