معلمی فراتر از تدریس : روایت تجربه یک رابطه انسانی در کلاس درس»

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 11

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_1425

تاریخ نمایه سازی: 30 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

روایت حاضر، بازتاب تجربه ی زیسته ی نگارنده در مقام دانشجوی کارورز در مدرسه ابتدایی شهید دورویی است؛ تجربه ای که در آن، معلمی نه به عنوان یک نقش صرفا آموزشی، بلکه به مثابه یک رابطه ی انسانی، عاطفی و تربیتی معنا یافت. در این روایت، تمرکز اصلی بر کیفیت رابطه ی میان معلم و دانش آموزان است؛ رابطه ای که با وجود سادگی فضای فیزیکی مدرسه، توانسته بود بستری امن، صمیمی و انگیزه بخش برای یادگیری فراهم آورد. مشاهده ی رفتارهای معلم کلاس، خانم رضایی، نشان داد که چگونه یک معلم می تواند با شناخت دقیق از ویژگی های روانی و فردی دانش آموزان، با هر یک از آن ها به شیوه ای متناسب ارتباط برقرار کند و از طریق همین ارتباط، نه تنها مفاهیم درسی را منتقل کند، بلکه ارزش هایی چون احترام، همدلی، مسئولیت پذیری و اعتمادبه نفس را نیز در دل آموزش نهادینه سازد. این تجربه، برای نگارنده فرصتی شد تا معلمی را نه در قالب تئوری های دانشگاهی، بلکه در بستر واقعی کلاس، با تمام چالش ها، ظرافت ها و زیبایی هایش لمس کند.در این روایت پژوهی، با بهره گیری از روش کیفی و تحلیل داده های حاصل از مشاهدات میدانی، یادداشت های روزانه، گفت وگوهای غیررسمی با معلم کلاس و مشارکت فعال در فرآیند تدریس، تلاش شده است تا ابعاد مختلف رابطه ی انسانی در کلاس درس واکاوی شود. یافته ها نشان می دهند که فضای روانی کلاس، نقش تعیین کننده ای در کیفیت یادگیری دارد و زمانی که دانش آموزان احساس امنیت، تعلق و ارزشمندی می کنند، مشارکت فعال تری در فرآیند یادگیری دارند. همچنین، رفتارهای غیرکلامی معلم، مانند لبخند، تماس چشمی، لحن صدا و حتی سکوت های هدفمند، نقش مهمی در ایجاد این فضا ایفا می کنند. در این میان، اشتباهات دانش آموزان نه تنها سرکوب نمی شوند، بلکه به عنوان بخشی از فرآیند یادگیری پذیرفته می شوند و معلم با صبر و درایت، آن ها را به فرصت هایی برای رشد تبدیل می کند. این سبک از معلمی، که بر پایه ی رابطه ی انسانی و تربیت غیرمستقیم استوار است، الگویی موثر برای آموزش در دوره ی ابتدایی به شمار می رود.در نهایت، این تجربه ی میدانی برای نگارنده، نقطه ی عطفی در شکل گیری هویت حرفه ای اش به عنوان معلم آینده بود. اکنون روشن است که معلمی، تنها به مهارت های فنی و دانستن محتوای درسی محدود نمی شود، بلکه نیازمند توانایی درک عمیق از روان شناسی کودک، مهارت های ارتباطی، و تعهد اخلاقی به رشد همه جانبه ی دانش آموزان است. این روایت، بر اهمیت تربیت عاطفی در کنار آموزش علمی تاکید دارد و نشان می دهد که معلمی موثر، زمانی شکل می گیرد که معلم بتواند میان خود و دانش آموزان، پلی از اعتماد، احترام و همدلی بسازد. چنین رابطه ای، نه تنها به یادگیری کمک می کند، بلکه در شکل گیری شخصیت، هویت و نگرش دانش آموزان نسبت به خود و جهان پیرامونشان نیز تاثیرگذار است. روایت حاضر، تلاشی ست برای ثبت و بازاندیشی در تجربه ای که در عین سادگی، حامل معناهایی عمیق و ماندگار در مسیر حرفه ای معلمی است.

کلیدواژه ها:

رابطه معلم و دانش آموز ، تجربه زیسته ، روایت پژوهی ، کارورزی معلمی

نویسندگان

جواد بولاقی

فوق لیسانس روانشناسی تربیتی آموزش وپرورش ناحیه دو زاهدان

محمد کرد

دانشجوی مقطع کاردانی ، آموزش ابتدایی ، دانشگاه فرهنگیان ، پردیس شهید مطهری زاهدان

زهرا کیخا

لیسانس آموزش ابتدایی آموزش وپرورش ناحیه دو زاهدان