جنگ ادراکی در عصر پساحقیقت؛ سازوکارهای رسانه ای در مهندسی هویت و تضمین بقای نظام های سیاسی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 146
فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ISCV08_321
تاریخ نمایه سازی: 30 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
در هزاره سوم میلادی، مفهوم قدرت شاهد دگردیسی چشمگیری از ابعاد سخت افزاری به سوی مولفه های نرم افزاری و ادراکی بوده است. در عصر پساحقیقت که در آن واقعیت های عینی در برابر احساسات و باورهای فردی رنگ می بازند، نظام های سیاسی بقای خود را نه بر توان نظامی، بلکه بر مدیریت ادراک جمعی و شکل دهی به هویت استوار ساخته اند. این مقاله با هدف واکاوی چگونگی بهره برداری قدرت سیاسی از رسانه های نوین برای بقا و حفظ مشروعیت تدوین شده است. سوال اصلی پژوهش این است که نظام های قدرت در عصر پساحقیقت چگونه از مکانیسم های روان شناختی رسانه (مهندسی هویت، سلاح سازی از اخبار جعلی و مدیریت مشارکت) برای حفظ بقا استفاده می کنند؟ پژوهش حاضر با اتکا به نظریه هژمونی (گرامشی) و نظریه برجسته سازی رسانه (مک کامبز و شاو) و با استفاده از روش توصیفی–تحلیلی، سازوکارهای ادراکی و گفتمانی قدرت سیاسی را بررسی می کند. فرضیه اصلی تحقیق بر این اساس استوار است که نظام های سیاسی در شرایط پساحقیقت، به جای سانسور مستقیم اطلاعات، از طریق برجسته سازی گزینشی موضوعات، اشباع فضای رسانه ای با روایت های بدیل و تحریک شناخت گرم مخاطبان، به تولید رضایت، تضعیف مرجعیت حقیقت عینی، وجدان جمعی را برای پذیرش بقای سیستم و تثبیت خود مهندسی می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که سیستم های قدرت با جایگزینی شناخت گرم به جای شناخت سرد و استفاده از ارزان سازی حقیقت و اتاق های پژواک، دستور کار ذهنی افراد را همسو با منافع قدرت مسلط تنظیم کرده و مشارکت سیاسی را در چارچوب های از پیش مهندسی شده هدایت می کنند. نتیجه آنکه رسانه در عصر پساحقیقت از ابزار اطلاع رسانی به سازنده هم رایی عمومی تبدیل شده و نبرد بقای سیاسی به عرصه ادراکات منتقل گردیده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سعید اردیخانی
پژوهشگر
مریم رجبی
پژوهشگر