دگرگونی ایده انضباط در مدارس از قرن نوزدهم تا آموزش دیجیتال: از بدن مندی تا کنترل نامرئی
محل انتشار: چهارمین کنفرانس ملی مطالعات خانواده و مدرسه
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 48
فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
FSCH04_1466
تاریخ نمایه سازی: 30 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با رویکردی تبارشناسانه و انتقادی، به واکاوی دگردیسی عمیق مفهوم و کارکردهای «انضباط» در نهاد مدرسه، از پارادایم بدن مند قرن نوزدهم تا عصر سایبرنتیک و آموزش دیجیتال می پردازد. در قرن نوزدهم، همزمان با انقلاب صنعتی، مدرسه به عنوان یک نهاد انضباطی با الگوبرداری از پادگان ها و کارخانه ها شکل گرفت تا از طریق تکنیک های محصور کردن فضایی، زمان بندی دقیق و نظارت سلسله مراتبی، بدن های دانش آموزان را رام و مطیع سازد. اما با گذار به قرن بیست و یکم و نفوذ پلتفرم های یادگیری دیجیتال، ماهیت قدرت و انضباط دچار یک چرخش هستی شناختی شده است. این مطالعه نشان می دهد که چگونه انضباط از سطح فیزیکی و مرئی به لایه های نامرئی، الگوریتمی و داده محور منتقل شده است. در آموزش دیجیتال، پدیده «سراسربین نامرئی» از طریق ردیابی پیوسته داده ها، تحلیل احساسات و سنجش مداوم توجه کاربر، سوژه دانش آموز را نه از طریق تنبیه بدنی، بلکه از طریق پیش بینی و هدایت رفتار کنترل می کند. نتیجه این پژوهش حاکی از آن است که اگرچه آموزش دیجیتال وعده رهایی از ساختارهای صلب کلاسیک را می دهد، اما در عمل، شکل پیچیده تر، فراگیرتر و گریزناپذیرتری از کنترل را مستقر ساخته است که نیازمند بازاندیشی انتقادی در حوزه عاملیت انسانی و اخلاق فناوری در نظام تعلیم و تربیت است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
عطیه قمی
کارشناسی ارشد تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش ، دانشگاه ازاد تاکستان