راهکارهای کیفیت بخشی به آموزش کودکان دیرآموز در دوره ابتدایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 49

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SKILPLUS02_054

تاریخ نمایه سازی: 29 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

کودکان دیرآموز به عنوان گروهی از فراگیران با هوش مرزی، همواره یکی از بزرگترین چالش های نظام های آموزش تلفیقی در سراسر جهان بوده اند و کیفیت آموزش آنان ارتباط مستقیمی با برقراری عدالت آموزشی دارد. این مقاله مروری با هدف بررسی عمیق و واکاوی راهکارهای کیفیت بخشی به آموزش این دسته از دانش آموزان در مقطع ابتدایی به رشته تحریر درآمده است. مقطع ابتدایی پایه گذار شاکله شناختی و هویتی انسان است و حضور در محیطی که پاسخگوی نیازهای ویژه یادگیرنده نباشد، لطمات جبران ناپذیری بر روان کودک وارد می سازد. نتایج این بررسی نظام مند نشان می دهد که کیفیت بخشی به آموزش کودکان دیرآموز فرآیندی چندبعدی است که نیازمند اصلاحات بنیادین در رویکردهای پداگوژیک، نگرش های سازمانی و ساختارهای ارزشیابی است. جایگزینی روش های تدریس سنتی با راهبردهای آموزش چندحسی، خرد کردن تکالیف پیچیده و ادغام تمرینات توانبخشی شناختی در برنامه درسی روزمره، از جمله مهم ترین راهکارهای ارتقای ظرفیت یادگیری این کودکان به شمار می رود. علاوه بر این، موفقیت این راهبردها در گرو تغییر نگرش معلمان نسبت به آموزش فراگیر و توسعه حرفه ای آنان از طریق مشارکت در برنامه هایی نظیر درس پژوهی است تا بتوانند دانش پداگوژیک خود را در مواجهه با تفاوت های فردی به روزرسانی نمایند. همچنین، اصلاح نظام ارزشیابی توصیفی و تقویت تعاملات شبکه ای میان خانواده، مدرسه و همسالان، نقش یک سپر محافظتی را در برابر افت تحصیلی و انزوای اجتماعی این فراگیران ایفا می کند. در نهایت، کیفیت بخشی واقعی تنها زمانی محقق می گردد که نظام آموزشی با پذیرش تنوع شناختی، محیطی سرشار از هارمونی، حمایت و احترام متقابل برای تمامی یادگیرندگان فراهم آورد.

نویسندگان

عفت پیکانی

آموزش ابتدایی اداره آموزش و پرورش چاروسا