رویکرد جامعه شناسی ادبیات در آفرینش ادبی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 24
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MEACONF04_140
تاریخ نمایه سازی: 28 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
جامعه شناسی ادبیات دانش میان رشته ای است که با تاکید بر پیوند میان ساختار اثر ادبی و ساختارهای اجتماعی در پی تحلیل واکنش بازتولید یا مقاومت در برابر مناسبات فرهنگی، سیاسی، و طبقاتی، در متون ادبی است. این شاخه، ادبیات را نه صرفا آفرینشی فردی، بلکه محصولی تاریخی و اجتماعی می انگارد که در مقابل با ذهنیت جمعی شرایط عینی جامعه شکل می گیرد. ادبیات همواره از هستی فردی و جمعی انسان بوده است اما آنچه در رهیافت جامعه شناسی ادبی برجسته می شود نگاهی ساختاری-تاریخی-به ادبیات به مثابه ی کنشی اجتماعی و فرهنگی است. جامعه شناسی ادبیات کوششی است برای درک رابطه دیالکتیکی میان نویسنده-متن-و ساختارهای اجتماعی و در این رهیافت اثر ادبی همچون یک ساختار زبانی منزوی دیده نمی شود بلکه حامل لایه های پیچیده از آگاهی طبقاتی ارزشهای فرهنگی و مناسبات قدرت است. نظریه پردازانی همچون «لوسین گلدمن» تاکید دارند که یک اثر ادبی تجلی ساختار فکری طبقه ای خاص در بستر زمینه ای مشخص است. از سوی دیگر گئورگ لوکاچ، پیر بوردیو، تئودور آدورنو، زیما، هر یک با تکیه بر مفاهیمی چون آگاهی طبقاتی، میدان ادبی، هژمونی فرهنگی، و سوژه ی ایدئولوژیک، خوانش اجتماعی از ادبیات را پیشنهاد کرده اند. جامعه شناس ادبی با عبور از تحلیل صرف محتوایی به بررسی رابطه ی میان فرم، ساختار روایی، و مولفه های ایدئولوژیک اثر با ساختار قدرت و نظام ارزشهای مسلط در جامعه می پردازد. این مقاله با تکیه بر نظریه های نوین جامعه شناسی ادبی به بررسی پیوند میان آفرینش ادبی و زندگی اجتماعی می پردازد و بر آن است که ثابت کند ادبیات عرصه ای برای بروز و بازآفرینی آگاهی تاریخی و جمعی است.
نویسندگان
کلثوم روان بهار
دانشجوی دکترا دانشگاه آزاد اسلامی