بررسی همگرایی بازاریابی نوآفرین، تجارت الکترونیک و هوش مصنوعی: تدوین چارچوب مفهومی در توسعه پایدار کسب وکارهای دیجیتال (مطالعه موردی: شرکت تسلا)

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28

فایل این مقاله در 28 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MEACONF04_116

تاریخ نمایه سازی: 28 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

شتاب بی سابقه تحولات فناورانه در دهه اخیر، به ویژه در حوزه های تجارت الکترونیک و هوش مصنوعی، ساختار رقابت در بازارهای جهانی را دگرگون ساخته و ضرورت بازاندیشی در الگوهای سنتی بازاریابی را دوچندان کرده است. بازاریابی نوآفرین به عنوان رویکردی پویا و خلاقانه، با اتکا به فناوری های نوظهور و تحلیل داده های کلان، امکان طراحی راهبردهایی شخصی سازی شده، انعطاف پذیر و ارزش آفرین را فراهم می آورد. این پژوهش با هدف بررسی همگرایی بازاریابی نوآفرین، تجارت الکترونیک و هوش مصنوعی، به تدوین یک چارچوب مفهومی برای تحقق توسعه پایدار در کسب وکارهای دیجیتال پرداخته و در ادامه، این چارچوب را با استفاده از مطالعه موردی شرکت تسلا ارزیابی می کند. روش تحقیق از نوع کیفی-تحلیلی بوده و بر مبنای مطالعه موردی اکتشافی طراحی شده است. داده های پژوهش از منابع ثانویه شامل پایگاه های علمی معتبر، گزارش های رسمی شرکت تسلا، مستندات صنعتی و تحلیل محتوای دیجیتال گردآوری شده و با رویکرد تحلیل مضمون (Thematic Analysis) پردازش گردیده است. چارچوب پیشنهادی شامل چهار بعد اصلی است: نوآوری محصول و خدمات، بهینه سازی تجربه مشتری، یکپارچه سازی کانال های دیجیتال و ایجاد ارزش پایدار. نتایج نشان می دهد که تسلا با بهره گیری از الگوریتم های هوش مصنوعی در حوزه هایی نظیر رانندگی خودکار، به روزرسانی نرم افزاری از راه دور، تحلیل رفتار مشتری و بازاریابی مبتنی بر داده، توانسته است بدون اتکا به تبلیغات سنتی، سهم بازار خود را در سطح بین المللی گسترش دهد. همگرایی این سه حوزه در تسلا منجر به ایجاد مزیت رقابتی پایدار، افزایش وفاداری مشتری، کاهش هزینه های بازاریابی و تسریع چرخه نوآوری شده است. یافته های این مطالعه علاوه بر تبیین سازوکارهای همگرایی فناوری و بازاریابی، شواهدی ارائه می کند که چارچوب مفهومی پیشنهادی می تواند به عنوان یک مدل راهبردی قابل تعمیم برای سایر کسب وکارهای دیجیتال مورد استفاده قرار گیرد. این مدل به مدیران کمک می کند با رویکردی داده محور و نوآورانه، مسیر توسعه پایدار و رشد جهانی را طی کنند.

نویسندگان

حمید رضا سلیمانی

دکترای مدیریت بازرگانی گرایش مدیریت بازاریابی