مطالعه تطبیقی اغوای مخاطب محاکات نزد افلاطون و کاتارسیس نزد ارسطو

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 42

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFART04_037

تاریخ نمایه سازی: 28 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

افلاطون در رساله جمهوری با طرح اتوپیا اعلام داشت شاعران به جرم اغوای مخاطب و دیوانه بودن جایی در آرمان شهرش نخواهند داشت مگر سر به فرمان حکومت و سانسور بسپارند. افلاطون کار هنرمندان را به دو مرتبه دوری از حقیقت عالم مثل تقلیل داد و احساسی از هیجان و اندوه را که در مخاطب ایجاد می کنند الهام نامید. اما ارسطو با مخالفت در مقابل این دیدگاه ایستاد و با استفاده از همان آثاری که افلاطون برای تعلیم و تربیت آدم های اتوپیا مضر می دانست الگوی تا به امروز معتبر کلاسیک را پایه ریزی کرد و با استناد به همان داستان ها آنچه افلاطون (الهام) می نامید را به مقام همذات پنداری و کاتارسیس ارتقا داد و در فن شعر بقای دنیای داستان را تضمین کرد. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی با تکیه بر داده های کتابخانه ای و یافته های قابل استناد به منابع با طرح این فرضیه که کاتارسیس ایجاد شده در مخاطب در لحظه های دراماتیک داستان از منظر روانشناسی به بهبود روابط و زندگی بشری کمک شایانی می کند به این پرسش که افلاطون با بیرون راندن شاعران از اتوپیا و اتهاماتی که به آنها نسبت می داد سعی داشت کدام قدرت داستان را از هستی ساقط کند که ارسطو با توجه به همان اتهامات الگوی شاه پیرنگ کلاسیک را پایه ریزی کرد پاسخ داده می شود، در پایان با رد اتهامات افلاطون به شاعران و داستان با تکیه بر نظریات ارسطو این نتیجه که مخاطب در لحظه کاتارسیس، با از گذراندن تجربه ای خطیر و حتی دهشتناک اما در جایگاهی امن نه تنها مورد اغوا و (الهام) واقع نشده بلکه با دیدگاهی تازه نسبت به عواقب آنچه خیر و شر است در جامعه حضور می یابد و این همان غایت خیری است که برای جوامع بشری سر مفید خواهد بود.

نویسندگان

سیدمحسن موسوی

دانشجوی دکتری فلسفه هنر واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

حسین اردلانی

دانشیار گروه فلسفه هنر واحد همدان دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.