مرور تطبیقی تظاهرات اضطراب و افسردگی در فرهنگ های مختلف با تاکید تفاوت های جنسیتی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 72

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICPE17_021

تاریخ نمایه سازی: 28 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

آمارهای سازمان بهداشت جهانی نشان می دهد افسردگی و اضطراب هر دو از شایع ترین اختلالات روانی در جهان هستند. افسردگی ۷.۵ درصد بزرگسالان جهان و اضطراب ۳۵۹ میلیون نفر (حدود ۴ درصد جمعیت جهان) است. این دو اختلال بار ناتوانی و کاهش عملکرد شایان توجهی را بر جوامع تحمیل می کنند. با وجود معیارهای تشخیصی استاندارد و جهان شمول در متون مرجع (DSM-۵-TR)، شواهد فزاینده ای نشان می دهد که تجربه پدیدارشناختی و بیان بالینی این اختلالات به شدت وابسته به بستر فرهنگی و متغیرهای جنسیتی است. هدف این مقاله مروری، تحلیل تطبیقی تظاهرات این اختلالات در فرهنگ های مختلف با تمرکز اختصاصی بر پدیده جسمانی سازی (Somatization) در جامعه ایران و نقش تعدیل گر جنسیت است. یافته ها مرور منابع بر نقش محوری فرهنگ در تعیین «اصطلاحات بیان رنج» تاکید دارد. برخلاف جوامع غربی که تمایل به روان شناختی سازی غالب است، در فرهنگ های جمع گرا (مانند ایران)، جسمانی سازی الگوی غالب مراجعه بالینی است. یافته های بومی نشان می دهند که موانع فرهنگی بیان هیجان همراه با نشخوار فکری به عنوان عامل میانجی پریشانی روانی را به شکایات مبهم بدنی تبدیل می کند که این الگو به طور خاص در زنان ایرانی بارز است. منظر جنسیتی شیوع بالاتر افسردگی با نسبت تقریبی (۲:۱) در زنان، با الگوهای درونی سازی و اهمیت حمایت اجتماعی پیوند خورده است. مطالعات ایرانی اثربخشی مداخلاتی همچون درمان شناختی-رفتاری فراتشخیصی و آموزش تنظیم هیجان را در مدیریت موثر این اختلالات تایید می کنند. نتیجه گیری کاربست مدل های می روان شناختی صرفا غربی در بافتارهای غیرغربی، منجر به تشخیص های نادرست و افزایش بار مالی می شود. متخصصان بالینی برای ارزیابی دقیق و درمان موثر، نیازمند اتخاذ رویکردی حساس به فرهنگ و استفاده از چارچوب CCD (مفاهیم فرهنگی ناراحتی و آشفتگی روانی) هستند تا شکایات جسمانی به عنوان زبان نمادین رنج تفسیر شود. توسعه تحقیقات طولی و بومی سازی مداخلات برای بهبود پیامدهای درمانی در جمعیت های فرهنگی خاص ضروری است.

نویسندگان

علی قنبری

دکتری علوم تربیتی، استادیار گروه روانشناسی و علوم تربیتی موسسه آموزش عالی ایرانیان، تهران، ایران

مهناز نوروزی

دانشجوی کارشناسی روانشناسی موسسه آموزش عالی ایرانیان، تهران، ایران