ارزیابی اثرات سیاست های تشویقی مالی بر توسعه کسب وکارهای کوچک داخلی در نواحی شهری
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 68
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EMCCONF27_293
تاریخ نمایه سازی: 28 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
هدف: کسب وکارهای کوچک و متوسط (SMEs) به عنوان ستون فقرات اقتصاد نواحی شهری، نقش حیاتی در ایجاد اشتغال و نوآوری ایفا می کنند؛ با این حال، محدودیت دسترسی به منابع مالی همچنان بزرگ ترین مانع توسعه پایدار این بنگاه هاست. هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی اثربخشی سیاست های تشویقی مالی (شامل یارانه بهره، تسهیلات کم بهره، تضمین اعتبار و مشوق های مالیاتی) بر رشد و توسعه کسب وکارهای کوچک در محیط های شهری است. این مطالعه با رویکردی تحلیلی试图 می کند تا مشخص کند کدام یک از این ابزارهای مالی در کوتاه مدت و بلندمدت کارآمدتر هستند و چگونه تعامل بین «تزریق نقدینگی» و «ظرفیت سازی سازمانی» بر سرنوشت این کسب وکارها تاثیر می گذارد.روش تحقیق: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی مبتنی بر مرور سیستماتیک ادبیات (Systematic Literature Review) است. جامعه آماری شامل مقالات معتبر علمی منتشر شده در پایگاه های داده بین المللی (مانند Scopus و Web of Science) و منابع داخلی معتبر در بازه زمانی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ می باشد. برای گردآوری داده ها، از روش جستجوی پیشرفته با کلیدواژه های مرتبط استفاده شد و پس از غربالگری اولیه، ۸۵ مطالعه نهایی وارد تحلیل شدند. روش تحلیل داده ها، «تحلیل محتوای کیفی» (Qualitative Content Analysis) بود که در آن شاخص هایی نظیر نرخ بقای بنگاه، میزان اشتغال زایی، سطح نوآوری و بازگشت سرمایه مورد بررسی و کدگذاری قرار گرفتند.یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که سیاست های تشویقی مالی دارای اثرات متغیر بسته به نوع ابزار و افقه زمانی اجرا هستند. یافته ها حاکی از آن است که یارانه های بهره و کمک های بلاعوض اگرچه در کوتاه مدت (۶ ماه تا ۱ سال) تاثیر مثبت و سریع بر نقدینگی و جلوگیری از ورشکستگی دارند، اما در بلندمدت فاقد پایداری بوده و گاهی منجر به ایجاد وابستگی و ناکارآمدی مدیریتی می شوند. در مقابل، سیاست های تضمین اعتبار و زیرساخت های اکوسیستم نوآوری نشان دادند که تاثیر عمیق تر و پایدارتری بر توسعه ساختاری کسب وکارها دارند. نوآوری این پژوهش در ارائه مدلی ترکیبی است که نشان می دهد سیاست های مالی تنها در صورتی منجر به توسعه واقعی می شوند که با برنامه های «ظرفیت سازی سازمانی» و آموزش مدیریت مالی همراه باشند. همچنین، شواهد نشان می دهد که بدون شفافیت و کاهش هزینه های مبادله بوروکراتیک، کارایی بسیاری از مشوق های مالی در نواحی شهری متراکم کاهش می یابد
کلیدواژه ها:
سیاست های تشویقی مالی ، کسب وکارهای کوچک و متوسط (SMEs) ، توسعه شهری ، تضمین اعتبار ، ظرفیت سازی سازمانی ، اکوسیستم نوآوری
نویسندگان
سجاد منصوریان
کارمند شهرداری نسیم شهر