نقد نظریه ونسینگ در خاستگاه علم کلام

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ESPE02_003

تاریخ نمایه سازی: 27 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

نظریه آرنت یان ونسینک در کتاب «اعتقادات مسلمانان» بر این باور استوار است که علم کلام اسلامی نه ریشه در متون وحیانی و ضرورت درون دینی دفاع از عقاید، بلکه محصول منازعات سیاسی قرن اول هجری (خلافت، جبر و اختیار، ایمان و کفر) بوده است. این پژوهش با روش تاریخی‑تحلیلی و نقد درونی و بیرونی، به بررسی این نظریه می پردازد و نشان می دهد که ونسینک دچار تقلیل گرایی تاریخی، غفلت از مبانی قرآنی کلام، نادیده انگاری تاثیر فرهنگ های غیراسلامی (مسیحیت، یهودیت و ایران ساسانی) و بی توجهی به نقش امامان شیعه در تدوین کلام شده است. یافته ها در سه جدول مستند شده که نشان می دهد بسیاری از مباحث کلامی مانند صفات خدا، ایمان و قدر، پیش از منازعات سیاسی در خطبه های امیرالمومنین علی (ع) و روایات صحابه مطرح بوده است. همچنین توزیع جغرافیایی بحث های کلامی در مدینه و شام، استقلال نسبی این مباحث از کشمکش های خلافت را اثبات می کند. در مقابل، نقش تعاملات تمدنی با یونان و مسیحیت در شکل گیری مسائل حدوث عالم و اثبات صانع، توسط ونسینک نادیده گرفته شده است. این پژوهش نتیجه می گیرد که خاستگاه علم کلام «چندلایه» است و نمی توان آن را به یک عامل سیاسی تقلیل داد؛ بلکه تعامل سه لایه «دفاع از نص»، «منازعات سیاسی‑اجتماعی» و «تعامل با فرهنگ های خارجی» تبیین واقع بینانه تری ارائه می دهد. بازنگری در نظریه ونسینک با بهره گیری از منابع امامیه و متون خطابه ای (نهج البلاغه و صحیفه سجادیه) ضرورتی انکارناپذیر است..

نویسندگان

مریم سادات قبادی

کارشناسی الهیات فلسفه تهران