پدیدارشناسی خورشید به مثابه اصل زمان در کیهان شناسی زروانی و بازتاب آن در ساختار زیبایی شناسی هنر ایرانی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 70
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IICMO23_068
تاریخ نمایه سازی: 27 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
مسئله ی اصلی این پژوهش، تبیین نسبت میان مفهوم «خورشید» به عنوان مظهر «اصل زمان» در کیهان شناسی زروانی و بازتاب آن در ساختار زیبایی شناسی هنر ایرانی است. در کیهان شناسی زروانی، خورشید نه صرفا جرم آسمانی، بلکه تجلی زمان ازلی و مظهر حرکت هستی در چرخه ی آفرینش است؛ نوری که از دل تاریکی زروان می تابد و لحظه را به ابدیت پیوند می زند. در این میان، هنر ایرانی به ویژه در نگارگری و معماری بازتابی از همین درک قدسی از خورشید و زمان را در خود نهفته دارد؛ جایی که نور، مرکز، و تکرار هندسی، استعاره هایی از نظم کیهانی و وحدت متعالی عالم هستند.هدف این پژوهش آن است که با تکیه بر رویکرد پدیدارشناسی و سنت گرایی، پیوند میان «خورشید زروانی» و زیبایی شناسی هنر ایرانی را از منظر فلسفی، معنوی و نمادین مورد واکاوی قرار دهد.پرسش اصلی پژوهش آن است که: چگونه می توان خورشید را در آیین زروانی به مثابه اصل زمان و آفرینش تفسیر کرد و بازتاب آن را در ساختار بصری و مفهومی هنر ایرانی به ویژه در نگارگری و معماری مشاهده نمود؟روش پژوهش کیفی، تحلیلی تطبیقی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است که از رهگذر تحلیل مفاهیم بنیادین پدیدارشناسی (هوسرل، هایدگر) و سنت گرایی (گنون، شوان، نصر) به بررسی تطبیقی اسطوره و هنر پرداخته است.نتایج پژوهش نشان می دهد که در تفکر زروانی، خورشید به مثابه تجلی زمان قدسی، در هنر ایرانی به صورتی نمادین بازآفرینی می شود: در نگارگری، با حذف پرسپکتیو و روایت خطی، تجربه ی زمان به لحظه ی جاودان بدل می گردد؛ و در معماری، تکرار هندسی و محوریت نور، بازنمایی عینی از نظم زروانی و بازگشت به مرکز الهی است. بر این اساس، می توان هنر ایرانی را پدیداری از «زمان قدسی زروانی» دانست که در آن، صورت هنری به مثابه آینه ای از حقیقت متعالی و حضور الهی جلوه می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهرا ابراهیم پور
فارغ التحصیل کارشناسی ارشد تاریخ هنر ایران اسلامی، موسسه آموزش عالی فردوس مشهد، مشهد، ایران.