اثربخشی برنامه آموزش ذهن آگاهی (Mindfulness) بر کاهش اضطراب تحصیلی و بهبود خودتنظیمی در دانش آموزان پایه های سوم تا ششم ابتدایی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 45

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_1043

تاریخ نمایه سازی: 26 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

هدف از این مقاله مروری، بررسی نظام مند و تحلیل عمیق شواهد پژوهشی موجود در مورد اثربخشی برنامه های آموزش ذهن آگاهی بر کاهش اضطراب تحصیلی و بهبود خودتنظیمی در دانش آموزان پایه های سوم تا ششم ابتدایی است. در دهه اخیر، توجه به سلامت روان و عوامل موثر بر عملکرد تحصیلی در دوره کودکی میانی افزایش یافته است. اضطراب تحصیلی به عنوان یک حالت هیجانی ناخوشایند و نگرانی مزمن مرتبط با موقعیت های آموزشی، می تواند فرآیندهای شناختی مانند توجه، حافظه فعال و حل مسئله را مختل کند و به افت عملکرد و کاهش انگیزش منجر شود. از سوی دیگر، خودتنظیمی به عنوان هسته مرکزی یادگیری موفق، مجموعه ای از مهارت های فراشناختی، انگیزشی و رفتاری است که به یادگیرنده امکان می دهد تا بر فرآیند یادگیری خود نظارت، کنترل و هدایت داشته باشد. ذهن آگاهی، با ریشه در سنت های کهن contemplative و تعریف شده به عنوان آگاهی غیرقضاوتی و متمرکز بر لحظه حال، به عنوان یک مداخله روان شناختی-آموزشی نوظهور، پتانسیل قابل توجهی در پرداختن به هر دو این چالش ها نشان داده است. این مرور با رویکردی تحلیلی-ترکیبی، به گردآوری، ارزیابی و تلفیق یافته های مطالعات کمی، کیفی و ترکیبی داخلی و بین المللی می پردازد. یافته ها حاکی از آن است که برنامه های ساختاریافته ذهن آگاهی (مانند برنامه های مبتنی بر کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی برای کودکان، آموزش ذهن آگاهی در مدارس، و برنامه یادگیری اجتماعی و هیجانی مبتنی بر ذهن آگاهی) از طریق مکانیسم هایی مانند افزایش تنظیم هیجان، بهبود کارکردهای اجرایی (به ویژه توجه و بازداری)، کاهش نشخوار فکری، افزایش خودآگاهی هیجانی و تقویت پذیرش، می توانند به طور معناداری سطح اضطراب تحصیلی را کاهش داده و مولفه های خودتنظیمی (شامل برنامه ریزی، نظارت، تلاش و پشتکار) را ارتقا دهند. همچنین، این مقاله به بررسی عوامل تعدیل کننده ای مانند مدت و شدت مداخله، ویژگی های بسته آموزشی (سناریوهای متناسب با رشد، استفاده از زبان استعاری، ادغام با دروس)، نقش معلم و زمینه فرهنگی-اجتماعی می پردازد. با وجود شواهد رو به رشد مثبت، چالش هایی از جمله نیاز به مطالعات طولی بیشتر، طراحی مداخلات بومی سازی شده متناسب با بافت فرهنگی ایران، و توجه به ملاحظات اخلاقی در آموزش ذهن آگاهی به کودکان مورد بحث قرار می گیرد. در نهایت، این مرور بر ضرورت گنجاندن آموزش ذهن آگاهی به عنوان یک جزء مکمل در برنامه درسی رسمی یا غیررسمی دوره ابتدایی، با هدف پرورش دانش آموزانی با تاب آوری هیجانی بالاتر و ظرفیت خودرهبری در یادگیری، تاکید می کند.

نویسندگان

الهام میرعلیائی

کارشناسی حسابداری