هنر غایب در آموزش رسمی: پیامدهای حذف تجربه هنری بر رشد اجتماعی دانش آموزان دبستانی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 11

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MISCONF02_6196

تاریخ نمایه سازی: 26 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

آموزش رسمی در عصر حاضر، تحت سلطه پارادایم کارایی و سنجش پذیری کمی، به تدریج تجربه هنری را به حاشیه رانده یا حذف کرده است. این مقاله با عنوان «هنر غایب در آموزش رسمی: پیامدهای حذف تجربه هنری بر رشد اجتماعی دانش آموزان» به بررسی تبعات این غیبت پرداخته و استدلال می کند که فقدان فرصت های منظم و معنادار برای درگیری با هنر (شامل هنرهای تجسمی، موسیقی، تئاتر، شعر و حرکات موزون) پیامدهایی فراتر از محدود شدن خلاقیت فردی دارد و به طور عمیقی رشد اجتماعی، هویت یابی، مهارت های ارتباطی و تحقق عدالت آموزشی را تحت تاثیر قرار می دهد. با اتکا به چارچوب نظری تلفیقی مشتمل بر دیدگاه های آیزنر، ویگوتسکی، آزوبل، نظریه بار شناختی، نظریه خودتعیین گری و عدالت شناختی، این مقاله نشان می دهد که هنر صرفا یک رشته حاشیه ای نیست، بلکه یک شیوه شناخت منحصربه فرد، یک زبان ارتباطی چندوجهی و یک بستر ضروری برای اجتماعی شدن است. تجربه هنری امکان بیان هیجانات پیچیده، درک دیدگاه های دیگران، همکاری در پروژه های جمعی و ساخت معنا به شیوه ای نمادین را فراهم می آورد. حذف آن از برنامه درسی، دانش آموزان را از ابزاری حیاتی برای مواجهه با جهان، درک خود و ارتباط با دیگران محروم می سازد و نابرابری های موجود را تشدید می کند، چرا که دسترسی به تجربه هنری غنی سازی شده به طور ناعادلانه ای در اختیار طبقات دارای امتیاز اقتصادی-اجتماعی قرار می گیرد. یافته های تحلیلی این پژوهش در قالب پنج محور مفهومی ارائه شده و در نهایت، بر ضرورت بازاندیشی در جایگاه هنر در آموزش رسمی به مثابه یک حق آموزشی و نه یک زینت اختیاری تاکید می شود.

نویسندگان

ناهید زرسازان خراسانی

لیسانس فقه و مبانی حقوق