بررسی نقش مدارس در پیشگیری از بزهکاری اطفال و نوجوانان از منظر سیاست جنایی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 52
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SREDCONF01_3627
تاریخ نمایه سازی: 24 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
بزهکاری اطفال و نوجوانان به عنوان یکی از چالش های جدی نظام های عدالت کیفری در سراسر جهان، ریشه در عوامل پیچیده و چندگانه فردی، خانوادگی، اجتماعی و محیطی دارد. این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی نقش مدارس در پیشگیری از بزهکاری اطفال و نوجوانان از منظر سیاست جنایی می پردازد. چارچوب نظری این تحلیل بر نظریه کنترل اجتماعی هیرشی، نظریه فشار عمومی اگنیو، نظریه برچسب زنی بکر، و اصول سیاست جنایی مشارکتی و جامعه محور استوار است. یافته های نظری نشان می دهد که مدرسه از طریق سه سطح اصلی می تواند در پیشگیری از بزهکاری موثر واقع شود. سطح نخست، «پیشگیری وضعی و محیطی» شامل طراحی فضای فیزیکی مدرسه، نظارت موثر، و کاهش موقعیت های جرم خیز. سطح دوم، «پیشگیری اجتماعی و روانی-اجتماعی» شامل تقویت دلبستگی به مدرسه، ایجاد مهارت های حل مسئله و کنترل خشم، ارتقای تاب آوری، و مداخله بهنگام در موارد افت تحصیلی و طرد همسالان. سطح سوم، «پیشگیری از تکرار و بازپروری» شامل جایگزین های واکنش به تخلفات (عدالت ترمیمی در مدرسه به جای اخراج و تنبیه خشن) و همکاری با سیستم عدالت کیفری اطفال (ارجاع به مددکاری اجتماعی به جای دادگاه). در مقابل، مدارس با عملکرد نادرست (جو خشن، تنبیهات تحقیرآمیز، تبعیض، طرد و اخراج زودهنگام) می توانند خود عاملی در جهت بزهکاری و ارتکاب جرم باشند (نظریه «مدارس جرم زا»). در پایان، نتیجه گیری می شود که سیاست جنایی کارآمد در قبال بزهکاری اطفال و نوجوانان، بدون مشارکت فعال نظام آموزشی و تحول در نگرش مدارس از تمرکز صرف بر عملکرد تحصیلی به سوی تربیت اجتماعی و عاطفی، ناقص و ناکارآمد خواهد بود. پیشنهادهای تحلیلی مقاله بر ضرورت طراحی برنامه های مدون پیشگیری مدرسه محور، آموزش معلمان و مشاوران در مهارت های شناسایی و مداخله زودهنگام، استقرار نظام عدالت ترمیمی در مدارس، و تقویت پیوند مدرسه با خانواده و نهادهای حمایتی تاکید دارد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مریم عطائی
کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد