گذر از کشف تقلب به بازطراحی ارزیابی: راهکارهای عملی برای سنجش اخلاقی در عصر هوش مصنوعی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 112
فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CASEP02_821
تاریخ نمایه سازی: 24 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
ظهور شتابان هوش مصنوعی مولد در محیط های آموزشی، نظام های سنجش سنتی را با بحرانی بی سابقه در زمینه یکپارچگی تحصیلی و افزایش فزاینده نگرانی ها پیرامون پدیده «تقلب» مواجه ساخته است. واکنش اولیه بسیاری از نهادهای آموزشی به این پدیده، اتکای افراطی به ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی برای «کشف تقلب» بوده است؛ رویکردی تقابلی که نه تنها به دلیل محدودیت های فنی و خطاهای الگوریتمی (مثبت و منفی کاذبس) ناکارآمد است، بلکه اعتماد متقابل میان معلم و یادگیرنده را به شدت مخدوش می سازد. پژوهش مروری - تحلیلی حاضر با نقد این نگاه سلبی، استدلال می کند که برون رفت از این چالش نیازمند یک تغییر پارادایم اساسی از رویکردهای مچ گیرانه به «بازطراحی زیربنایی ارزیابی» است. این مطالعه نشان می دهد که ادغام ابزارهای هوشمند می تواند با ارائه بازخوردهای لحظه ای، تصحیح خودکار، انطباق پذیری با سبک یادگیری دانش آموزان و تحلیل کلان داده های آموزشی، مسیر یادگیری را بهینه سازی کرده و کیفیت سیاست گذاری های آموزشی را ارتقا بخشد. بررسی و تحلیل متون تخصصی نشان می دهد که گذار به سنجش نوین، مستلزم جایگزینی آزمون های سنتی نتیجه محور با ارزیابی های مستمر، تکوینی و مبتنی بر تحلیل داده های یادگیری است. بااین وجود، استقرار چنین سیستمی نیازمند توجه ویژه به ملاحظات اخلاقی از جمله کنترل سوگیری های الگوریتمی، حفظ حریم خصوصی داده های دانش آموزان و جلوگیری از تشدید شکاف دیجیتال است. در نهایت، این مقاله راهکارهای عملیاتی روشنی را شامل استفاده از سیستم های خودارزیابی با بازخورد بلادرنگ، طراحی تکالیف شخصی سازی شده، و بازتعریف نقش معلم از «مراقب امتحان» به «تسهیل گر و داور اخلاقی» ارائه می دهد تا اطمینان حاصل شود فناوری جایگزین ارتباط انسانی نمی گردد. نتایج این پژوهش، نقشه راهی کاربردی در اختیار سیاست گذاران و مدرسان قرار می دهد تا به جای تقابل با فناوری، از آن به عنوان پیشرانه ای جهت استقرار یک نظام سنجش اخلاقی، عادلانه و اصیل بهره ببرند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
وحید غلامی
دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی، دانشگاه بیرجند
هادی براتی
استادیار گروه علوم تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه بیرجند