مقایسه سلامت روان و تنظیم شناختی هیجان در زنان و مردان دارای اختلال شخصیت مرزی درمان شده با رویکرد طرحواره درمانی در شهر همدان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 79

فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_784

تاریخ نمایه سازی: 24 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

چکیدهاختلال شخصیت مرزی (BPD) به عنوان یکی از اختلالات پیچیده شخصیت، با چالش های قابل توجهی در تنظیم هیجانی، ثبات روابط بین فردی و تصویر خود همراه است که سلامت روان فرد را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. با توجه به اهمیت روزافزون رویکرد طرحواره درمانی در درمان BPD و لزوم بررسی اثربخشی آن با در نظر گرفتن تفاوت های جنسیتی، هدف از پژوهش حاضر مقایسه سلامت روان و تنظیم شناختی هیجان در زنان و مردان دارای اختلال شخصیت مرزی درمان شده با رویکرد طرحواره درمانی در شهر همدان بود. این مطالعه علی-مقایسه ای طی سال های ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۴ در شهر همدان انجام پذیرفت. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به BPD مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر همدان بود که معیارهای ورود به پژوهش را دارا بودند. نمونه پژوهش شامل ۶۰ بیمار (۳۰ زن و ۳۰ مرد) بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند؛ کلیه این افراد حداقل ۲۰ جلسه طرحواره درمانی را تکمیل کرده و از نظر بالینی واجد شرایط اتمام دوره درمانی بودند. برای گردآوری داده ها از ابزارهای استاندارد شامل پرسشنامه سلامت عمومی برای سنجش وضعیت سلامت روان و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان برای ارزیابی راهبردهای تنظیم هیجان استفاده شد. تحلیل داده ها به صورت توصیفی و استنباطی، شامل آزمون تی مستقل برای مقایسه میانگین نمرات دو گروه و ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه بین متغیرها، در نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ انجام گرفت. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین میانگین نمرات سلامت روان و تنظیم شناختی هیجان زنان و مردان پس از اتمام طرحواره درمانی تفاوت معناداری وجود دارد (۰۵/۰سلامت روان پایین تر در گروه زنان پس از درمان است. در حوزه تنظیم شناختی هیجان، یافته ها حاکی از آن بود که زنان به طور معناداری بیشتر از راهبردهای ناکارآمدی استفاده می کنند، در حالی که مردان بیشتر به راهبردهای سازگارانه تری گرایش دارند (۰۵/۰طرحواره درمانی در بهبود BPD موثر است، اما تفاوت های جنسیتی در پیامدهای درمانی، به ویژه در سطح سلامت روان و راهبردهای تنظیم هیجان، قابل توجه است. لذا، پیشنهاد می گردد در مداخلات بالینی، به تفاوت های جنسیتی توجه ویژه شده و بر تقویت راهبردهای تنظیم هیجان کارآمدتر، خصوصا در زنان، تمرکز بیشتری صورت پذیرد.

نویسندگان

شایان کوشان فر

کارشناسی ارشد ،گروه روان شناسی بالینی ، واحد همدان ،دانشگاه آزاد اسلامی،همدان ،ایران