تحلیل کهن الگوی «سایه» در شخصیت پردازی غزلیات حافظ
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 37
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF01_10848
تاریخ نمایه سازی: 24 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
کهن الگوی «سایه» به عنوان یکی از بنیادی ترین مفاهیم در روان شناسی تحلیلی یونگ، نمایانگر جنبه های ناپذیرفته، سرکوب شده و تاریک روان انسان است که فرد تمایل دارد آنها را از خودآگاه خود پنهان کند. غزلیات حافظ سرشار از شخصیت هایی است که می توان آنها را به عنوان تجلی های کهن الگوی «سایه» تحلیل کرد: زاهد ریاکار، واعظ خودنمای، صوفی مدعی، شیخ خرقه پوش، محتسب بی خبر و عابد خودپسند. این پژوهش با هدف تحلیل کهن الگوی «سایه» در شخصیت پردازی غزلیات حافظ و تبیین کارکردهای روان شناختی و عرفانی آن انجام شده است. روش تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوای روان شناختی-ادبی با رویکرد کهن الگویی و با بهره گیری از تکنیک تحلیل مضمون است. جامعه پژوهش، کل غزلیات دیوان حافظ (تصحیح قزوینی-غنی) و نمونه گیری هدفمند شامل ۸۹ غزل دارای شخصیت های منفی (زاهد، واعظ، صوفی، شیخ، محتسب، عابد) بود. داده ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهد که حافظ با خلق شخصیت هایی چون زاهد ریاکار، «سایه» خود عارف خودآگاه را به تصویر می کشد. مهمترین ویژگی های این سایه عبارتند از: ریا و خودنمایی، خشکی و تحجر، ضدیت با عشق و مستی، دنیاطلبی پنهان، تکفیر دیگران و خودبرتربینی. کارکرد اصلی برجسته سازی سایه در شعر حافظ، «آگاهی بخشی» و «یکپارچه سازی روانی» است. حافظ با طنز و نقد شخصیت های سایه وار، به خواننده (و به خود) یادآوری می کند که این تمایلات تاریک در ناخودآگاه همه انسان ها (از جمله خود شاعر) وجود دارد و شرط رستگاری، سرکوب آنها نیست، بلکه شناخت و پذیرش آگاهانه آنهاست. الگوی نهایی پژوهش نشان می دهد که حافظ از یک سو، زاهد سایه وار را به عنوان "غیرخود" طرد می کند، اما از سوی دیگر، با زبان طنز و نقد غیرمستقیم، امکان گفتگو و یکپارچه سازی این سایه را فراهم می آورد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فریبا امینی
کارشناسی دبیری زبان و ادبیات فارسی