کاربست پارادوکس «سلیمان» در تصمیم گیری های آموزشی، اجرایی و پرورشی معاونان دوره اول متوسطه دبیرستان های دخترانه

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 10

فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_654

تاریخ نمایه سازی: 23 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

تصمیم گیری خردمندانه در مدیریت آموزشی، یکی از اساسی ترین عوامل تضمین کننده کیفیت فرایند یاددهی–یادگیری و سلامت روانی محیط مدرسه است. با وجود این، شواهد تجربی و مشاهدات میدانی نشان می دهد که مدیران و معاونان مدارس، به ویژه در موقعیت هایی که تصمیم مستقیما با منافع، جایگاه حرفه ای یا هیجانات شخصی آنان گره خورده است، همواره قادر به به کارگیری همان سطح از عقلانیت و خردی نیستند که در تحلیل مسائل دیگران از خود نشان می دهند. این پدیده که در روان شناسی شناختی با عنوان «پارادوکس سلیمان» شناخته می شود، به شکاف معنادار میان استدلال خردمندانه درباره مسائل غیرشخصی و ناتوانی نسبی در تصمیم گیری خردمندانه درباره مسائل شخصی اشاره دارد. پژوهش حاضر با هدف تبیین و تحلیل امکان کاربست پارادوکس سلیمان در بهبود تصمیم گیری های آموزشی، اجرایی و پرورشی معاونان دوره اول متوسطه دبیرستان های دخترانه انجام شده است. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی، تحلیل پژوهش های پیشین و واکاوی موقعیت های واقعی تصمیم گیری در مدارس دخترانه است. نتایج نشان می دهد که بهره گیری آگاهانه از راهبردهایی نظیر فاصله گذاری شناختی، تغییر زاویه دید از اول شخص به سوم شخص، و گفت وگوی درونی هدایت شده می تواند موجب افزایش خرد عملی، کاهش تصمیم های هیجان محور و ارتقای کیفیت مدیریت مدرسه شود. بر این اساس، پیشنهاد می شود آموزش این رویکرد به عنوان بخشی از برنامه های توانمندسازی حرفه ای معاونان مدارس مورد توجه سیاست گذاران آموزشی قرار گیرد.

نویسندگان

مونا لویمی

کارشناسی، ، اداره آموزش و پرورش ناحیه یک شیراز

سید مجید میررکنی

استادیار، دانشگاه یزد