بررسی نظام مند اثر آموزش مبتنی بر ذهنیت رشد بر ارتقای خودکارآمدی و شکوفایی تفکر واگرا در یادگیری ریاضیات: یک سنتز کیفی و مروری

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 83

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_614

تاریخ نمایه سازی: 23 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

زمینه و هدف: در پارادایم های نوین روان شناسی تربیتی، یادگیری ریاضیات از یک فرآیند صرفا استعدادمحور و مبتنی بر هوش ذاتی، به رویکردی تلاش محور و مبتنی بر انعطاف پذیری عصبی تغییر جهت داده است. علیرغم اهمیت این تغییر نگرش، خلاء نظری قابل توجهی در خصوص چگونگی پیوند همزمان باورهای هوشی با «اطمینان روانی» و «خلاقیت» وجود دارد. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی مروری و واکاوی نظام مند اثر آموزش مبتنی بر ذهنیت رشد بر دو متغیر بنیادین «خودکارآمدی ریاضی» و «تفکر واگرا» انجام پذیرفت.روش شناسی: این مطالعه از نوع تحقیقات کیفی و به روش مرور نظام مند با بهره گیری از تکنیک تحلیل مضمون انجام شد. جامعه تحلیلی شامل مقالات اصیل پژوهشی نمایه شده در پایگاه های معتبر داخلی (نظیر SID، مگیران و پرتال جامع علوم انسانی) و بین المللی (نظیر Scopus، Web of Science و ScienceDirect) در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۶ میلادی (۱۳۹۵ تا ۱۴۰۴ شمسی) بود. پس از اعمال معیارهای سخت گیرانه ورود و خروج مبتنی بر پروتکل PRISMA، تعداد ۴۵ مقاله دارای صلاحیت متدولوژیک بالا وارد فرآیند استخراج و شبکه سازی مضامین گردیدند.یافته ها: سنتز تحلیلی داده های مستخرج از پیشینه پژوهش، منجر به شناسایی و تدوین سه کلان مضمون بنیادین شد: ۱) «بازآرایی شناختی و خنثی سازی تله های عاطفی»، که نشان دهنده نقش آموزش ذهنیت رشد در تغییر اسنادهای علی و کاهش چشمگیر درماندگی آموخته شده و اضطراب ریاضی است؛ ۲) «خودکارآمدی به مثابه موتور محرک و واسطه حیاتی»، که اثبات می کند ذهنیت رشد از طریق افزایش تنظیم تلاش و باور به شایستگی فردی، ظرفیت تاب آوری تحصیلی را ارتقا می بخشد؛ و ۳) «پایداری شناختی و شکوفایی تفکر واگرا»، که حاکی از نقش این مداخله در افزایش تحمل ابهام، کاهش ترس از قضاوت شدن و تسهیل سیالی ذهن برای عبور از تفکر همگرا و تولید راه حل های جایگزین و نامتعارف است.نتیجه گیری: برآیند این مرور نظام مند نشان می دهد که آموزش مبتنی بر ذهنیت رشد صرفا یک محرک انگیزشی سطحی نیست، بلکه مداخله ای عمیق است که با بازسازی ساختارهای شناختی، دانش آموز را از تله ذهنی "فقدان استعداد" رها می سازد. ادغام ارگانیک این رویکرد در برنامه های درسی و تغییر سبک تدریس معلمان به سمت رویکردهای سازنده گرا، پیش شرط قطعی برای خلق محیطی است که در آن فراگیران نه تنها خود را برای حل مسائل پیچیده توانمند می بینند (خودکارآمدی بالا)، بلکه جسارت فکری لازم برای ایده پردازی و نوآوری (تفکر واگرا) در ریاضیات را نیز پیدا می کنند.

نویسندگان

زهرا برادران توکلی

دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی، موسسه آموزش عالی غیردولتی- غیرانتفاعی شاندیز، مشهد، ایران

حسن نودهی

استادیار، موسسه آموزش عالی غیردولتی- غیرانتفاعی شاندیز، مشهد، ایران