کاربرد هوش مصنوعی در پایش علائم حیاتی بیماران تحت بیهوشی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 155
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF01_10776
تاریخ نمایه سازی: 21 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
هدف گذاری موثر یکی از مولفه های اساسی در موفقیت تحصیلی، شغلی و فردی به شمار می آید و نقش مهمی در جهت دهی رفتار، افزایش پشتکار، ارتقای عملکرد و سازمان دهی فعالیت های شناختی و رفتاری ایفا می کند. با این حال، توانایی افراد در تعیین اهداف روشن، واقع بینانه، معنادار و دست یافتنی، صرفا به عوامل بیرونی وابسته نیست، بلکه به میزان زیادی تحت تاثیر ساختارهای شناختی و انگیزشی درونی آنان قرار دارد. در این میان، باورهای انگیزشی به عنوان مجموعه ای از ادراکات، نگرش ها و قضاوت های فرد درباره توانایی ها، ارزشمندی تکلیف، امکان موفقیت و میزان کنترل پذیری نتایج، از مهم ترین عوامل اثرگذار بر کیفیت هدف گذاری محسوب می شوند. افرادی که از سطح بالاتری از خودکارآمدی، ارزش گذاری مثبت نسبت به تکالیف و باور به کنترل درونی برخوردارند، معمولا اهدافی دقیق تر، معنادارتر، چالش برانگیزتر و در عین حال واقع بینانه تر برای خود تعیین می کنند و در مسیر دستیابی به این اهداف نیز پایداری و انعطاف بیشتری نشان می دهند.پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش باورهای انگیزشی در شکل گیری هدف گذاری موثر انجام شده است. در این چارچوب، ابعاد مختلف باورهای انگیزشی شامل خودکارآمدی، ارزش تکلیف، باورهای کنترل، انتظار موفقیت و جهت گیری انگیزشی مورد توجه قرار گرفته و ارتباط هر یک از این مولفه ها با فرایند هدف گذاری تحلیل شده است. در این مطالعه، هدف گذاری موثر نه صرفا به معنای تعیین یک خواسته یا آرزو، بلکه به عنوان فرایندی شناختی انگیزشی در نظر گرفته شده است که مستلزم انتخاب هدف مناسب، برنامه ریزی برای دستیابی، پایش مستمر عملکرد، اصلاح راهبردها و حفظ تعهد در طول مسیر است. بر این اساس، فرض بنیادی پژوهش آن است که باورهای انگیزشی می توانند زمینه ذهنی و روان شناختی لازم را برای انتخاب اهداف سازنده و پیگیری اثربخش آن ها فراهم آورند.مرور یافته های نظری و پژوهشی نشان می دهد که میان باورهای انگیزشی و کیفیت هدف گذاری رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد. افرادی که توانایی های خود را باور دارند، تکالیف را ارزشمند می دانند و موفقیت را حاصل تلاش و کنترل شخصی تلقی می کنند، بیشتر به سمت اهداف یادگیری محور، بلندمدت و رشددهنده گرایش دارند. در مقابل، ضعف در باورهای انگیزشی می تواند به انتخاب اهداف سطحی، اجتنابی، کوتاه مدت یا وابسته به تایید بیرونی منجر شود. همچنین نتایج مطالعات مختلف بیانگر آن است که باورهای انگیزشی نه تنها در مرحله انتخاب هدف اثرگذارند، بلکه در میزان تعهد، استمرار، مقابله با موانع، اصلاح برنامه ها و ارزیابی پیشرفت نیز نقشی تعیین کننده دارند. در واقع، این باورها از طریق تقویت خودنظم دهی، افزایش تلاش، کاهش درماندگی آموخته شده و ارتقای تاب آوری تحصیلی و روان شناختی، فرایند هدف گذاری را کارآمدتر می سازند.در مجموع، می توان نتیجه گرفت که باورهای انگیزشی یکی از زیربناهای اصلی در شکل گیری هدف گذاری موثر هستند و تقویت این باورها می تواند به بهبود عملکرد تحصیلی، افزایش رضایت فردی، ارتقای خودتنظیمی و توسعه شایستگی های فردی و اجتماعی منجر شود. از این رو، توجه به سازوکارهای تقویت کننده باورهای انگیزشی در محیط های آموزشی، مشاوره ای و تربیتی ضروری است. طراحی برنامه هایی برای افزایش خودکارآمدی، ارتقای ارزش ادراک شده تکلیف، تقویت احساس کنترل درونی و آموزش مهارت های خودتنظیمی می تواند بستر مناسبی برای بهبود کیفیت هدف گذاری در دانش آموزان، دانشجویان و دیگر گروه های یادگیرنده فراهم آورد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
لیلا دخیلی
کارشناسی هوشبری دانشگاه علوم پزشکی اراک