آموزش فلسفه اخلاق از طریق ادبیات داستانی کودک محور ایران: یک مطالعه تحلیلی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 82
فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CASEP02_389
تاریخ نمایه سازی: 21 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
آموزش مفاهیم پیچیده فلسفه اخلاق به کودکان همواره با چالش هایی همراه بوده است. ادبیات داستانی، با قابلیت ارائه موقعیت های اخلاقی در بافت روایی و عاطفی، می تواند ابزاری قدرتمند برای تسهیل این آموزش باشد. این پژوهش با هدف بررسی ظرفیت ادبیات داستانی کودک محور ایران در انتقال مفاهیم بنیادین فلسفه اخلاق (با تاکید بر فضیلت گرایی، نتیجه گرایی و وظیفه گرایی) و تحلیل مولفه های روایی موثر در این فرآیند انجام شده است. روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی بوده و جامعه آماری آن، ۳۰ عنوان از داستان های تاثیرگذار و پرفروش حوزه کودک و نوجوان در دو دهه اخیر (۱۳۸۰-۱۴۰۰) است که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با استفاده از چک لیست محقق ساخته مبتنی بر مولفه های فلسفه اخلاق و عناصر داستانی (شخصیت پردازی، پیرنگ، تعارض، گره گشایی) جمع آوری و تحلیل کیفی-محتوایی شدند. یافته ها نشان می دهد که داستان های ایرانی کودک محور، عمدتا با رویکرد فضیلت گرایانه (با تاکید بر صداقت، شجاعت و ایثار) و از طریق ایجاد همذات پنداری با شخصیت ها، مفاهیم اخلاقی را منتقل می کنند. عنصر «تعارض اخلاقی درونی شخصیت ها» و «پیامدهای طبیعی انتخاب ها» به عنوان موثرترین سازوکارهای روایی در آموزش غیرمستقیم اخلاق شناسایی شد. بحث حول این یافته ها حاکی از آن است که ادبیات داستانی کودک محور ایران، ظرفیت نهاده شده قابل توجهی برای آموزش فلسفه اخلاق دارد، لیکن نیازمند غنای بیشتر در ارائه موقعیت های پیچیده تر مبتنی بر وظیفه گرایی و تحلیل منطقی نتایج است. این پژوهش بر نقش محوری ادبیات داستانی به عنوان پل ارتباطی بین نظریه های انتزاعی اخلاق و درک عینی کودک تاکید می ورزد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
هانیه اسدی لاری
دانشجوی کارشناسی آموزش ابتدایی فرهنگیان ،شهید باهنر شیراز ( واحد زینب کبری )