نقش روش معناشناسی (سمانتیک) در تفسیر تطبیقی تقریبی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 30

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JAML-15-27_008

تاریخ نمایه سازی: 19 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

هدف این مقاله تحلیل و بررسی روش معناشناسی و تحلیل و تبیین نقش این روش در تفسیر تطبیقی است. روش این تحقیق تحلیلی- توصیفی که با بررسی و تحلیل روش معناشناسی و هم چنین بررسی و تحلیل تفسیر تطبیقی، تلاش می شود که نقش روش معناشناسی در تفسیر تطبیقی تقریبی روشن گردد. طبق یافته های این تحقیق، روش معناشناسی (سمانتیک)، روشی است که به معناشناسی و شرح واژگان می پردازد؛ اما هدف آن صرفا لغت پژوهی یک واژه نیست، بلکه هدف مشخص کردن مولفه ها و لایه های معنایی موجود در واژه های مربوطه در یک متن مشخص است. در سمانتیک برای تحقق این هدف، از انواع شیوه های زبانی و غیر زبانی دال بر معنا، بهره گرفته می شود و طیف معنایی شکل می گیرد که در آن، روابط معنایی بین مفاهیم مختلف کشف می گردد. از روش سمانتیک، در معناشناسی قرآن، می توان بهره گرفت؛ اما تنها به مثابه یک روش و ابزار می توان استفاه کرد. یعنی از روش سمانتیک، تنها به عنوان شرط لازم برای تفسیر و معناشناسی مفاهیم قرآن بکار می رود، نه به عنوان شرط کافی و رسیدن به تمام معانی قرآن. سطوح عمیق قرآن و لایه های مختلف مفاهیم قرآنی، با روش سمانتیکی قابل دست یافتنی نیست؛ با این روش، تنها لایه و سطحی از مفاهیم قرآنی را که مرتبط با الفاظ هستند، می توان معناشناسی نمود.

نویسندگان

کلثوم رجبی

استاد جامعه المصطفی و مدیر گروه مبانی اندیشه اسلامی، واحد گرگان