دانش رسمی در برابر دانش زیسته: شکاف میان برنامه درسی و تجربه روزمره دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 76

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_2720

تاریخ نمایه سازی: 18 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

این مقاله به بررسی شکاف عمیق و پرمخاطره ای می پردازد که میان دانش رسمی نهادینه شده در برنامه های درسی ملی و دانش زیسته (دانش تجربه شده و موقعیتی) دانش آموزان وجود دارد. تمرکز اصلی پژوهش بر تبیین ابعاد این شکاف معرفتی، تحلیل پیامدهای آن بر عدالت آموزشی و کیفیت یادگیری معنادار، و ارائه چارچوبی نظری برای پیوند این دو حوزه دانش است. یافته های تحلیلی-تفسیری این مطالعه نشان می دهد که برنامه درسی رسمی، با تاکید یک سویه بر انتزاع، عینیت گرایی و انتقال محفوظات، غالبا فاقد اتکا به زمینه های فرهنگی، زبانی و تجربی دانش آموزان است. این امر نه تنها منجر به شکل گیری محیط های یادگیری بی معنا و کسل کننده می شود، بلکه با نادیده انگاشتن سرمایه های معرفتی گروه های حاشیه نشین، به بی عدالتی شناختی دامن می زند. نقش اقتدار معلم در بازتولید دانش رسمی و سکوت تحمیل شده بر صداهای دانش زیسته، به عنوان مکانیسمی کلیدی در تعمیق این شکاف مورد تحلیل قرار گرفته است. مقاله حاضر با اتکا به تلفیقی از چارچوب های نظری شامل یادگیری معنادار آزوبل، ساخت گرایی، نظریه بار شناختی، نظریه خودتعیین گری، عدالت شناختی، زیبایی شناسی آموزشی آیزنر و دیدگاه اجتماعی-فرهنگی ویگوتسکی استدلال می کند که غلبه بر این شکاف، مستلزم بازاندیشی در فلسفه برنامه درسی، تغییر نقش معلم از انتقال دهنده به واسطه گر و خلق فضاهای آموزشی دیالوگ محور است. پیشنهاد می شود برنامه ریزی درسی بر پایه اصول «تلفیق تجربه» و «عدالت معرفتی» بازسازی شود تا یادگیری نه به عنوان انباشت اطلاعات، بلکه به مثابه فرآیندی تحول آفرین در تعامل با زندگی روزمره فراگیران تحقق یابد.

نویسندگان

محمد غلام نیا

آموزش و پرورش استان تهران ، شهر ری ناحیه ۲

عباسعلی نصیر

آموزش و پرورش استان تهران ، شهر ورامین

فاطمه فدائی

آموزش و پرورش استان تهران ، شهر ری ناحیه ۲

شهناز رضایی بان پرور

آموزش و پرورش شهرستانهای استان تهران شهر ورامین