جغرافیای سلوک عرفانی _ سیاسی در «ایران، قلب زمین» هفت پیکر نظامی گنجوی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 25

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_MSIL-4-8_007

تاریخ نمایه سازی: 18 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

اصطلاح «قلب زمین» که در نظریه جغرافیای سیاسی هالفورد ج. مکیندر برای تبیین اهمیت راهبردی مناطق مرکزی اوراسیا به ویژه ایران به کاررفته، پیش از او در شعر فارسی و در مثنوی هفت پیکر نظامی گنجوی بازتاب یافته است: «همه عالم تن است و ایران، دل/ نیست گوینده زین قیاس، خجل/ چون که ایران دل زمین باشد/ دل ز تن به بود، یقین باشد/ زان ولایت که مهتران دارند، بهترین جای، بهتران دارند». این پژوهش با تحلیل متن کاوانه نشان می دهد که سلوک عارفانه در هفت پیکر نظامی گنجوی بنیانی جغرافیایی دارد؛ یعنی در ساختار هفت پیکر سه مکان نقش محوری دارند؛ عاملی که تاکنون در شرح و تفسیرها بر هفت پیکر نظامی گنجوی مغفول مانده است: ۱. سرزمین ایران، سرزمینی که جایگاه «بهتران» است؛ ۲. هفت گنبد که به محلی برای عبادت و پرستش خداوند تبدیل می شوند و ۳. غار که محل اتصال و بازگشت شخصیت اصلی = فرمانروا (بهرام گور)، به عالم معنا و دست یافتن به بهشت در انتهای هفت پیکر است. سلوک عرفانی در هفت پیکر نظامی از آن فرمانرواست . فرمانروا هر چقدر برای قرار گرفتن در بهترین جای (قلب زمین) بدون تلاشگری به مقصود رسیده، در جریان سلوک عرفانی به ویژه در دو مکان دیگر، هفت گنبد و غار، تلاش نموده است. بهرام گور در هفت پیکر با موفقیت این سلوک عرفانی _ جغرافیایی را طی می نماید و پس از آن، جغرافیای قدرت و جغرافیای معنا و وصال را توامان به دست می آورد و به انتخاب خود، از جغرافیای قدرت به نفع جغرافیای وصال (رهسپاری به غار و بهشت) کناره گیری می کند.

نویسندگان

فائقه عبدالهیان بلوچی

استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.