نگرش و آمادگی معلمان نسبت به استفاده از هوش مصنوعی در کلاس درس

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 26

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF01_10664

تاریخ نمایه سازی: 18 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

با توجه به پیشرفت های شگرف فناوری در دهه های اخیر و ورود گسترده هوش مصنوعی (AI) به حوزه های مختلف زندگی انسان، آموزش و یادگیری نیز از این قاعده مستثنی نبوده و هوش مصنوعی توانسته است نقش موثری در بهبود کیفیت آموزش، شخصی سازی یادگیری، ارائه بازخورد فوری و مدیریت موثر کلاس ها ایفا کند. این تغییرات بنیادین، علاوه بر فرصت های متعدد، چالش ها و دغدغه هایی را نیز برای معلمان، دانش آموزان و نظام آموزشی ایجاد کرده است. یکی از مهم ترین مسائل در استفاده موفقیت آمیز از هوش مصنوعی در آموزش، نگرش و آمادگی معلمان است که تعیین کننده میزان پذیرش، استفاده موثر و موفقیت در پیاده سازی این فناوری در محیط های آموزشی می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نگرش و آمادگی معلمان نسبت به استفاده از هوش مصنوعی در کلاس درس انجام شد و سعی دارد تصویری جامع از وضعیت فعلی معلمان ارائه دهد. اهمیت این پژوهش از آن جهت است که معلمان به عنوان اصلی ترین عامل اجرایی آموزش، نقش کلیدی در موفقیت یا شکست پیاده سازی فناوری های نوین ایفا می کنند و بدون شناخت نگرش ها و نیازهای آن ها، سیاست گذاری های آموزشی ممکن است ناکارآمد یا ناموفق باشد. این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی است و جامعه آماری آن شامل معلمان مدارس [شهر] در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۵ می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، ۱۵۰ معلم به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه استاندارد نگرش و آمادگی معلمان در استفاده از هوش مصنوعی بود که شامل مقیاس لیکرت ۵ درجه ای طراحی شده است و ابعاد مختلف نگرش شامل نگرش مثبت و منفی، انتظار از فناوری، ترس و مقاومت در برابر تغییر و همچنین ابعاد آمادگی شامل مهارت های فنی، مهارت های روان شناختی و توانایی استفاده عملی در کلاس درس را پوشش می دهد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۸ و آزمون های آماری توصیفی، تحلیل و همبستگی مورد بررسی قرار گرفتند تا روابط بین متغیرهای مختلف شناسایی شوند. یافته های پژوهش نشان داد که اکثر معلمان نگرشی مثبت نسبت به کاربرد هوش مصنوعی در فرآیندهای آموزشی دارند و آن را عاملی موثر در افزایش مشارکت دانش آموزان، بهبود کیفیت آموزش و تسهیل فرایندهای ارزیابی می دانند، اما سطح آمادگی فنی و روان شناختی آن ها برای استفاده موثر از این فناوری محدود است. همچنین، تحلیل ها نشان داد که سابقه تدریس، تجربه قبلی در استفاده از فناوری های دیجیتال و شرکت در دوره های آموزشی مرتبط با فناوری، همبستگی معناداری با آمادگی و نگرش مثبت معلمان دارد. یافته های این پژوهش همچنین نشان داد که معلمان نیازمند آموزش های تخصصی، کارگاه های عملی و راهنمایی های مستمر برای توانمندسازی خود در استفاده از هوش مصنوعی هستند تا بتوانند با اعتماد به نفس بالا این فناوری را در کلاس درس به کار بگیرند. این مطالعه بر اهمیت توسعه مهارت های دیجیتال معلمان، ارتقای سواد فناوری و ایجاد برنامه های حمایتی موثر برای ادغام هوش مصنوعی در آموزش تاکید می کند و نشان می دهد که پذیرش فناوری، بدون آمادگی و مهارت کافی، می تواند منجر به ناکارآمدی و مقاومت در برابر تغییر شود. در نهایت، پژوهش حاضر پیشنهاد می کند که سیاست گذاران آموزشی و مدیران مدارس توجه ویژه ای به طراحی دوره های آموزشی، فراهم کردن زیرساخت های لازم و ایجاد فرهنگ استفاده مثبت از فناوری های نوین داشته باشند تا هوش مصنوعی بتواند به عنوان یک ابزار مکمل و موثر در فرآیند یاددهی-یادگیری عمل کند. نتایج این تحقیق می تواند به عنوان مبنایی برای تحقیقات آتی در حوزه فناوری آموزشی و هوش مصنوعی مورد استفاده قرار گیرد و همچنین نقش مهم معلمان در موفقیت یا شکست ادغام فناوری های نوین را برجسته کند، چرا که نگرش و آمادگی معلمان، عامل تعیین کننده ای در تحقق اهداف آموزشی و بهبود کیفیت یادگیری دانش آموزان است.

نویسندگان

عبدالله حسین پور آقائی ف آملا

کارشناسی علوم تربیتی (مدیریت و برنامه ریزی آموزشی)

محمود عباسیان کاسگری

کارشناسی ارشد شیمی آلی

محسن سواری

کارشناسی مهندسی عمران

محمد خلیلی

کارشناسی ارشد شیمی آلی