تحلیل بررسی رابطه ساختار سرمایه و عملکرد مالی با تاکید بر نقش اندازه شرکت

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 146

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_065

تاریخ نمایه سازی: 17 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

تصمیم گیری در خصوص ساختار سرمایه همواره یکی از بنیادی ترین و چالش برانگیزترین موضوعات در حوزه مالی شرکتی بوده است؛ زیرا ترکیب منابع تامین مالی نه تنها بر هزینه سرمایه و ریسک بنگاه اثرگذار است، بلکه می تواند مسیر رشد، سودآوری و حتی بقای شرکت را تعیین کند. ساختار سرمایه به عنوان نسبت استفاده از بدهی و حقوق صاحبان سهام در تامین منابع مالی، بازتابی از استراتژی مالی مدیریت و نگرش آن نسبت به ریسک و بازده محسوب می شود. از سوی دیگر، عملکرد مالی شرکت ها که معمولا از طریق شاخص هایی همچون بازده دارایی ها (ROA) و بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) سنجیده می شود، بیانگر میزان کارایی مدیریت در به کارگیری منابع در راستای خلق ارزش برای سهامداران است. در ادبیات مالی، همواره این پرسش اساسی مطرح بوده است که آیا افزایش اهرم مالی می تواند به بهبود عملکرد منجر شود یا آنکه افزایش بدهی، به دلیل تحمیل هزینه های مالی و افزایش ریسک ورشکستگی، عملکرد شرکت را تضعیف می کند.نظریه های مختلفی همچون نظریه بی ارتباطی مودیلیانی و میلر، نظریه موازنه ایستا (Trade-off Theory) و نظریه سلسله مراتبی (Pecking Order Theory) تلاش کرده اند چارچوبی نظری برای تبیین رابطه بین ساختار سرمایه و عملکرد یا ارزش شرکت ارائه دهند. با این حال، نتایج پژوهش های تجربی در کشورهای مختلف و بازارهای گوناگون همواره یکسان و همسو نبوده و در بسیاری از موارد، یافته ها نشان دهنده روابط متفاوت و حتی متناقض بوده است. این ناهمگونی نتایج بیانگر آن است که رابطه بین ساختار سرمایه و عملکرد مالی می تواند تحت تاثیر عوامل ساختاری، نهادی و ویژگی های درون سازمانی شرکت ها قرار گیرد. یکی از مهم ترین این عوامل، اندازه شرکت است که می تواند به عنوان یک متغیر تعدیل گر، شدت و جهت رابطه میان اهرم مالی و عملکرد را تغییر دهد.اندازه شرکت معمولا با شاخص هایی نظیر لگاریتم طبیعی کل دارایی ها اندازه گیری می شود و نشان دهنده سطح فعالیت، گستره عملیات و توان دسترسی شرکت به منابع مالی است. شرکت های بزرگ تر غالبا از مزایایی همچون اعتبار بالاتر نزد نهادهای مالی، دسترسی آسان تر به بازار سرمایه، تنوع بیشتر در فعالیت ها، ثبات نسبی جریان های نقدی و قدرت چانه زنی بالاتر برخوردارند. این ویژگی ها ممکن است موجب شود که اثرات منفی بالقوه بدهی در این شرکت ها کاهش یافته یا حتی استفاده از اهرم مالی به عاملی برای تقویت بازده تبدیل شود. در مقابل، شرکت های کوچک تر ممکن است در مواجهه با بدهی، ریسک بیشتری را متحمل شوند و حساسیت بالاتری نسبت به نوسانات اقتصادی داشته باشند.بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین ساختار سرمایه و عملکرد مالی شرکت ها با تاکید بر نقش تعدیل گر اندازه شرکت انجام شده است. در این مطالعه، نسبت بدهی به کل دارایی ها و نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام به عنوان شاخص های ساختار سرمایه و متغیرهای بازده دارایی ها و بازده حقوق صاحبان سهام به عنوان معیارهای سنجش عملکرد مالی در نظر گرفته شده اند. داده های مورد استفاده از صورت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار طی یک دوره زمانی چندساله استخراج و با بهره گیری از مدل های رگرسیون داده های پانلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.یافته های پژوهش نشان می دهد که بین ساختار سرمایه و عملکرد مالی رابطه ای معنادار وجود دارد، به گونه ای که افزایش بدهی تا سطحی معین می تواند عملکرد را بهبود بخشد، اما افزایش بیش از حد آن منجر به کاهش سودآوری می شود. همچنین نتایج بیانگر آن است که اندازه شرکت نقش مهمی در تعدیل این رابطه ایفا می کند؛ به طوری که در شرکت های بزرگ تر، اثر منفی اهرم مالی بر عملکرد ضعیف تر بوده و در برخی موارد حتی رابطه ای مثبت مشاهده می شود. این نتایج ضمن ارائه شواهد تجربی در حمایت نسبی از نظریه موازنه ایستا، بر ضرورت توجه همزمان به ویژگی های ساختاری شرکت ها در تصمیمات تامین مالی تاکید دارد.به طور کلی، پژوهش حاضر با ارائه تحلیلی جامع از تعامل میان ساختار سرمایه، عملکرد مالی و اندازه شرکت، می تواند به غنای ادبیات مالی در بازارهای سرمایه در حال توسعه کمک کرده و مبنایی علمی برای تصمیم گیری مدیران، سرمایه گذاران و سیاست گذاران اقتصادی فراهم آورد.

نویسندگان

اکبر رضایی

فارغ التحصیل مهندسی فناوری اطلاعات، موسسه آموزش عالی سراج تبریز