پارادوکس آموزش عالی در عصر نئولیبرال: تقویت شبکه های نخبگانی، تضعیف سرمایه اجتماعی پلساز و تشدید نابرابری ساختاری
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 130
فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CASEP02_056
تاریخ نمایه سازی: 17 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
این مطالعه با استفاده از سنتز نظری نقادانه، تناقض بنیادین آموزش عالی در قرن بیست ویکم را تحلیل می کند. علی رغم گسترش کمی و گفتمان فراگیری، شواهد بین المللی نشان می دهد که نظام های آموزش عالی به سمت «مشارکت بالا اما سطوح عمیق تری از طبقه بندی اجتماعی» حرکت کرده اند. این مقاله با تلفیق نظریه های کلاسیک و چارچوب های معاصر استدلال می کند که منطق رقابتی و رتبه بندی جهانی، دانشگاه را به «میدانی» تبدیل کرده که در آن، مکانیزم های انتخاب جفت همگن و انسداد اجتماعی نه تنها بازتولید کهن را تداوم می بخشند، بلکه اشکال جدیدی از نابرابری شبکه ای را خلق می کنند. یافته ها نشان می دهند که سرمایه «بالارونده»—دسترسی هدفمند به نهادهای قدرت—در دانشگاه های نخبه متمرکز شده و از طریق شبکه های فارغ التحصیلان به گردش انحصاری درمی آید. در مقابل، دانشگاه های دسته دوم، اگرچه دسترسی کمی را فراهم می کنند، اما فاقد توان تولید این شکل حیاتی از سرمایه هستند. در نتیجه، آموزش عالی مدرن، به جای کاهش شکاف طبقاتی، با مشروعیت بخشی نمادین به نابرابری، شکاف بین «دارایان شبکه» و «بی بهرگان از شبکه» را تعمیق می بخشد. مقاله با الهام از راه حل های سیاستی رادیکال و توجه به تجارب مقایسه ای، پیشنهادهایی برای بازطراحی نظام توزیع منابع و مهندسی شبکه های اجتماعی در محیط دانشگاه ارائه می دهد.
کلیدواژه ها:
آموزش عالی ، سرمایه اجتماعی پلساز و بالارونده ، نابرابری ساختاری ، شبکه های نخبگانی ، بازتولید اجتماعی ، سیاست گذاری آموزشی ، نظریه شبکه.
نویسندگان
اسرین زندی
کارشناس ارشد برنامه ریزی آموزشی دانشگاه کردستان
بهنام محمد مرادی
مهندسی مکانیک گرایش طراحی جامدات دانشگاه آزاد واحد سنندج