تحلیل سیر تحول روایت عرفانی در متون فارسی: از سنایی غزنوی تا مولوی جلال الدین بلخی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 250
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
PJLCON01_662
تاریخ نمایه سازی: 17 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
ادبیات عرفانی فارسی یکی از غنی ترین و پیچیده ترین پدیده های فرهنگی در تاریخ ادبیات جهان است. این مقاله با هدف بررسی سیر تحول «روایت عرفانی» (به معنای بازگویی تجربه باطنی، سفر روحانی و گفتگوی عاشق و معشوق) از آغاز شکل گیری آن در قرن ششم هجری با سنایی غزنوی تا اوج بلوغ آن در قرن هفتم با مولوی جلال الدین بلخی، نگاشته شده است. فرضیه اصلی این پژوهش آن است که روایت عرفانی در متون فارسی، مسیری تکاملی را از «تعلیم و ارشاد اخلاقیعرفانی» در سبک سنایی، به سمت «نمایش شهود و بیان تجربیات درونی و دیوانه وار» در سبک مولوی طی کرده است. این مطالعه با روش توصیفیتحلیلی و با تکیه بر متون اصلی «حدیقه الحقیقه»، «مثنوی معنوی» و آثار واسطه مانند عطار نیشابوری و نظامی گنجوی، نشان می دهد که چگونه ساختار روایت از خطی و پندآموز به حلقوی، چندلایه و نمادین تغییر یافته است.
کلیدواژه ها:
عرفان ادبی ، سنایی غزنوی ، مولوی جلال الدین بلخی ، مثنوی معنوی ، حدیقه الحقیقه ، روایت عرفانی ، نماد شناسی
نویسندگان
عبدالا حدفاضلی
دانشجوی کارشناسی ارشدزبان وادبیات فارسی، واحدخاش، دانشگاه آزاداسلامی، خاش، ایران
بهناز شهنوازی
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد خاش،دانشگاه آزاد اسلامی،خاش،ایران