پارادوکس حق و مصلحت؛ واکاوی انتقادی مبانی صدور طلاق به درخواست زوجه در رویه قضایی ایران

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 135

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RIGHTSCONF06_213

تاریخ نمایه سازی: 17 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

تعارض میان «حقوق فردی زوجه» و «مصلحت بقای خانواده»، یکی از چالش های بنیادین در حقوق خانواده ایران است که تبلور آن در فرآیند طلاق به درخواست زوجه مشاهده می شود. نظام حقوقی ایران با تکیه بر مبانی فقهی، اصل را بر لزوم ثبات پیوند زناشویی قرار داده، اما راهکارهایی قانونی نظیر «عسر و حرج» را برای جلوگیری از تضرر زوجه پیش بینی کرده است. این مقاله با هدف واکاوی تعادل میان این دو مفهوم، به بررسی مبانی صدور حکم طلاق در مواردی می پردازد که ادامه زوجیت با مصالح عالیه فردی و اجتماعی در تضاد قرار می گیرد. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی با استناد به متون قانونی، موازین فقهی و رویه قضایی جاری در دادگاه های خانواده است. در این راستا، با مطالعه آرای قضایی و نظریات مشورتی، نحوه تفسیر مواد ۱۱۳۰ و ۱۱۱۹ قانون مدنی در مواجهه با پرونده های طلاق بررسی شده است. بحث و یافته ها نشان می دهد که رویه قضایی ایران در سال های اخیر، با اتخاذ رویکردی واقع گرایانه، تلاش کرده است تا مفهوم «مصلحت» را فراتر از حفظ صوری نکاح تعریف کند. از منظر قضایی، مصلحت واقعی خانواده زمانی تامین می شود که ارکان آن بر مودت استوار باشد؛ لذا در مواردی که تداوم رابطه منجر به عسر و حرج شدید زوجه گردد، حاکم شرع با استناد به قاعده «لاضرر»، مصلحت را در گسستن پیوند می بیند. نتیجه گیری پژوهش مبین آن است که پارادوکس حق و مصلحت در حقوق ایران، از طریق پویایی فقه و تفسیر موسع از مصادیق عسر و حرج در حال حل شدن است. رویه قضایی با صیانت از نهاد خانواده، حق زوجه برای خروج از بن بست های عاطفی و زیستی را به عنوان ضرورتی برای حفظ سلامت نظام اجتماعی به رسمیت شناخته و عدالت ترمیمی را جایگزین ثبات اجباری نموده است.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

سید محمد سجاد سیدالحسینی

کارشناسی حقوق، کارمند شورای حل اختلاف، دادگستری شهرستان تایباد