تحلیل همبستگی کانونی هوش عاطفی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان با ابعاد مهارت های اجتماعی در بزرگسالی نوظهور

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 74

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_049

تاریخ نمایه سازی: 17 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف واکاوی ساختار همبسته های کانونی میان هوش عاطفی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (سازگارانه و ناسازگارانه) با ابعاد پنج گانه مهارت های اجتماعی در دوره بزرگسالی نوظهور انجام شد. این مطالعه در قالب یک طرح توصیفی-همبستگی و با استفاده از تحلیل همبستگی کانونی به اجرا درآمد. از میان ۴۱۰ نفر از دانشجویان ۱۸ تا ۲۱ ساله دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در سال ۱۴۰۳ که به روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند انتخاب شده بودند، داده ها با استفاده از پرسشنامه هوش عاطفی بار-آن (EQ-i)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج (CERQ) و پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون (MESSY) گردآوری شدند. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ و از طریق تحلیل همبستگی کانونی انجام گرفت. نتایج تحلیل همبستگی کانونی دو تابع کانونی معنادار را آشکار ساخت (۰۰۱/۰ > p). تابع اول (همبستگی کانونی ۷۴۳/۰) الگویی یکپارچه از همبستگی های مثبت راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان (به ویژه برنامه ریزی، دیدگاه پذیری و پذیرش) و مولفه های هوش عاطفی (به ویژه واقع گرایی، خودشکوفایی و انعطاف پذیری) با مهارت های اجتماعی مناسب و رابطه با همسالان، و همبستگی های منفی نیرومند با رفتارهای غیراجتماعی و پرخاشگری را نشان داد. تابع دوم (همبستگی کانونی ۴۸۷/۰) الگویی متمایز را آشکار ساخت که در آن همدلی و مسئولیت پذیری اجتماعی از هوش عاطفی، مستقل از راهبردهای تنظیم هیجان، با کاهش پرخاشگری و رفتارهای غیراجتماعی همبسته بودند. مجموعا دو تابع کانونی ۵/۶۵ درصد از واریانس ابعاد مهارت های اجتماعی را تبیین نمودند. یافته ها نشان داد که ساختار روابط میان هوش عاطفی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان با ابعاد مهارت های اجتماعی در بزرگسالی نوظهور از دو بعد مستقل تشکیل شده است: بعد «سازگاری عاطفی-اجتماعی» که تبیین کننده همبستگی کلی توانمندی های هیجانی-تنظیمی با کارکرد اجتماعی مطلوب است و بعد «همدلی-بازداری اجتماعی» که نقش منحصربه فرد مولفه های بین فردی هوش عاطفی را در مهار رفتارهای تکانشی و پرخاشگرانه برجسته می سازد. این الگوی دوگانه بر ضرورت اتخاذ رویکردهای مداخله ای متمایز برای ارتقای ابعاد مختلف مهارت های اجتماعی تاکید دارد.

نویسندگان

فاطمه رزاقی

کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، گروه روان شناسی، واحد علوم وتحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

زهرا کدیور کومله

دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، گروه روان شناسی، واحد علوم وتحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

حانیه عباسی

کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، گروه روان شناسی، واحد علوم وتحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.