بازاندیشی در رویکردهای تدریس ادبیات فارسی در مدارس با تاکید بر پرورش تفکر انتقادی و سواد ادبی
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 79
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_2697
تاریخ نمایه سازی: 17 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
هدف از پژوهش حاضر بازاندیشی در رویکردهای تدریس ادبیات فارسی در مدارس با تاکید بر پرورش تفکر انتقادی و سواد ادبی است؛ دو مولفه ای که در نظام آموزشی امروز بیش از هر زمان دیگر اهمیت یافته اند. مسئله اصلی این تحقیق آن است که روش های سنتی تدریس ادبیات فارسی، عمدتا مبتنی بر حفظ محوری، قالب های بسته و تحلیل های تک بعدی متن هستند و ظرفیت های غنی ادبیات را برای تربیت تفکر واگرا، خلاق و انتقادی فعال نمی کنند. این مطالعه با بهره گیری از رویکرد توصیفی–تحلیلی و تحلیل محتوای برنامه های درسی، کتاب های فارسی دوره های مختلف تحصیلی و الگوهای رایج تدریس، نشان می دهد که فاصله ای معنادار میان اهداف رسمی برنامه درسی و شیوه های واقعی تدریس در کلاس درس وجود دارد. نتایج حاکی از آن است که رویکردهای نوین همچون خوانش انتقادی، آموزش مبتنی بر گفتمان، یادگیری مشارکتی، تحلیل ساختارمند متن، گفت وگوی سقراطی و پروژه محوری می توانند توانمندی دانش آموزان را در درک لایه های معنایی متن، تفسیر خلاق، ارزیابی استدلال ها، بازآفرینی ادبی و شکل دهی هویت فرهنگی ادبی به طور چشمگیری افزایش دهند. یافته ها نشان می دهد که ارتقای سواد ادبی تنها از طریق آموزش اطلاعات ادبی حاصل نمی شود، بلکه نیازمند مواجهه فعال دانش آموز با متن، پرسشگری، تفسیرگری، چندصدایی و تجربه زیباشناختی است. پژوهش تاکید می کند که بازنگری در نقش معلم به عنوان «تسهیل گر خوانش» و نه «ناقل اطلاعات» و نیز طراحی فعالیت های یادگیری مبتنی بر تعامل، نقد، گفت وگو و حل مسئله، می تواند مسیر تدریس ادبیات فارسی را از الگوی حافظه محور به الگوی متن محور–تفکرمحور تغییر دهد. بر اساس یافته ها، تحول در تدریس ادبیات فارسی زمانی اثربخش خواهد بود که سه محور اصلی رعایت شود: بازطراحی کتاب های درسی با متون متنوع و چالش برانگیز، توانمندسازی معلمان در شیوه های تدریس نوین، و ایجاد فضای کلاس های مبتنی بر گفت وگوی آزاد و تحلیل انتقادی. جمع بندی پژوهش نشان می دهد که بازاندیشی در رویکردهای آموزشی می تواند ادبیات فارسی را به ابزاری موثر برای تقویت تفکر انتقادی، ارتقای سواد ادبی، و تربیت شهروندانی فرهیخته، خلاق و توانمند در مواجهه با متون و پدیده های فرهنگی تبدیل کند.
نویسندگان
مرتضی حیدری زاده
فوق لیسانس ادبیات فارسی