نقش شعر عرفانی در شکل گیری هویت معنوی انسان برگرفته از غزلیات شمس تبریزی
محل انتشار: فصلنامه معرفت و بصیرت اسلامی، دوره: 3، شماره: 4
سال انتشار: 783
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: انگلیسی
مشاهده: 34
فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_IKI-3-4_011
تاریخ نمایه سازی: 17 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
تحول روحی و تربیت درونی انسان از جمله محورهای اساسی در سنت عرفانی اسلامی و ادبیات حکمی فارسی است. در دیوان شمس تبریزی، مولانا با بهره گیری از بیانی شاعرانه و نمادین، به واکاوی لایه های وجودی انسان، موانع رشد معنوی و مسیرهای رسیدن به کمال باطنی می پردازد. او نفس را سرچشمه انحطاط و عامل فاصله گیری از حقیقت مطلق می داند و برای پالایش آن، مفاهیمی چون محبت الهی، بازگشت درونی، ذکر مستمر، خلوت گزینی، ریاضت نفس و توکل را مطرح می سازد. این تحقیق با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای توصیفی، به شناسایی عناصر تربیت باطنی در اشعار عرفانی مولانا پرداخته و تلاش دارد با بررسی نمونه های شعری، مسیر تحول نفس را در اندیشه وی ترسیم کند. همچنین دیدگاه های مولانا در کنار آرای دیگر متفکران اسلامی نظیر قشیری، صدرالمتالهین، امام خمینی و نراقی مورد تطبیق و مقایسه قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مولانا مراتب نفس را در سه مرحله اماره، لوامه و مطمئنه طبقه بندی کرده و مسیر رشد معنوی را عبوری تدریجی از این مراحل می داند. او با معرفی صفات منفی مانند حرص، بخل، سوءظن و دلبستگی به دنیا به عنوان موانع تعالی، و تاکید بر ارزش هایی چون بردباری، فروتنی، رازپوشی و سپاسگزاری، راه رسیدن به آرامش درونی و قرب الهی را تبیین می کند. از دیدگاه مولانا، تنها از طریق عشق الهی، شناخت خود و تهذیب مستمر است که انسان به کمال وجودی و سلامت روانی دست می یابد. آموزه های وی نه تنها در مسیر عرفان عملی، بلکه در تربیت اخلاقی نسل امروز و بهبود روان فردی در جامعه معاصر نیز کاربرد دارد. تحول روحی و تربیت درونی انسان از جمله محورهای اساسی در سنت عرفانی اسلامی و ادبیات حکمی فارسی است. در دیوان شمس تبریزی، مولانا با بهره گیری از بیانی شاعرانه و نمادین، به واکاوی لایه های وجودی انسان، موانع رشد معنوی و مسیرهای رسیدن به کمال باطنی می پردازد. او نفس را سرچشمه انحطاط و عامل فاصله گیری از حقیقت مطلق می داند و برای پالایش آن، مفاهیمی چون محبت الهی، بازگشت درونی، ذکر مستمر، خلوت گزینی، ریاضت نفس و توکل را مطرح می سازد. این تحقیق با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای توصیفی، به شناسایی عناصر تربیت باطنی در اشعار عرفانی مولانا پرداخته و تلاش دارد با بررسی نمونه های شعری، مسیر تحول نفس را در اندیشه وی ترسیم کند. همچنین دیدگاه های مولانا در کنار آرای دیگر متفکران اسلامی نظیر قشیری، صدرالمتالهین، امام خمینی و نراقی مورد تطبیق و مقایسه قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مولانا مراتب نفس را در سه مرحله اماره، لوامه و مطمئنه طبقه بندی کرده و مسیر رشد معنوی را عبوری تدریجی از این مراحل می داند. او با معرفی صفات منفی مانند حرص، بخل، سوءظن و دلبستگی به دنیا به عنوان موانع تعالی، و تاکید بر ارزش هایی چون بردباری، فروتنی، رازپوشی و سپاسگزاری، راه رسیدن به آرامش درونی و قرب الهی را تبیین می کند. از دیدگاه مولانا، تنها از طریق عشق الهی، شناخت خود و تهذیب مستمر است که انسان به کمال وجودی و سلامت روانی دست می یابد. آموزه های وی نه تنها در مسیر عرفان عملی، بلکه در تربیت اخلاقی نسل امروز و بهبود روان فردی در جامعه معاصر نیز کاربرد دارد.
کلیدواژه ها:
تحول روحی ، تربیت باطنی ، مولانا ، دیوان شمس تبریزی ، کمال باطنی ، محبت الهی ، رشد معنوی ، عرفان اسلامی ، اصلاح نفس
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :