هوش مصنوعی و آموزش مشارکتی؛ راهی برای توانمندسازی یادگیرندگان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 23
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF01_10547
تاریخ نمایه سازی: 16 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
در عصر حاضر که با عنوان عصر انقلاب صنعتی چهارم و شکوفایی بی سابقه فناوری های دیجیتال شناخته می شود، نظام های آموزشی در سراسر جهان با تغییرات و دگردیسی های بنیادین مواجه شده اند. رویکردهای سنتی و معلم محور که بر انتقال یک طرفه اطلاعات استوار بودند، دیگر پاسخگوی نیازهای پیچیده، چندوجهی و پویای جوامع مدرن نیستند. در این راستا، مفهوم «توانمندسازی یادگیرندگان» به عنوان یکی از اهداف غایی آموزش و پرورش نوین مطرح شده است که مستلزم تجهیز دانش آموزان به مهارت های قرن بیست و یکم نظیر تفکر انتقادی، حل مسئله، خلاقیت و کار تیمی است. مقاله حاضر با هدف بررسی و تبیین نقش تلفیقی و هم افزایانه «هوش مصنوعی» و «آموزش مشارکتی» به عنوان راهبردی نوین برای توانمندسازی یادگیرندگان تدوین شده است. در این پژوهش که با رویکردی تحلیلی-توصیفی و با مرور گسترده ادبیات و پیشینه تحقیق انجام پذیرفته است، تلاش می شود تا ابعاد گوناگون تاثیرگذاری الگوریتم های هوشمند بر پویایی های گروهی و یادگیری اجتماعی مورد واکاوی قرار گیرد. یافته های این مطالعه نشان می دهد که هوش مصنوعی، نه به عنوان جایگزینی برای عامل انسانی، بلکه به مثابه یک تسهیل گر قدرتمند، می تواند بسترهای یادگیری مشارکتی را به شکلی بی سابقه غنی سازی نماید. پلتفرم های مبتنی بر هوش مصنوعی قادرند با تحلیل داده های رفتاری و شناختی دانش آموزان، گروه بندی های بهینه و مکمل ایجاد کنند، بازخوردهای در لحظه و شخصی سازی شده ارائه دهند و محیطی امن برای آزمون و خطا در تعامل با همسالان فراهم آورند. از سوی دیگر، آموزش مشارکتی نیز با فراهم آوردن بستر تعاملات اجتماعی، به کاربرد فناوری معنا و عمق می بخشد و از انزوای دیجیتالی که یکی از آسیب های محتمل یادگیری الکترونیکی است، جلوگیری می کند. در این مقاله، ضمن بررسی مبانی نظری این دو حوزه، به چالش های موجود در مسیر استقرار این سیستم ها در نظام آموزش و پرورش (از جمله مسائل مربوط به زیرساخت ها، حریم خصوصی داده ها، مقاومت در برابر تغییر و نیاز به بازآموزی معلمان) پرداخته شده و در نهایت، راهبردها و پیشنهادهای کاربردی برای سیاست گذاران، برنامه ریزان درسی و مدیران آموزشی ارائه گردیده است. نتیجه گیری کلی این پژوهش حاکی از آن است که ادغام هوشمندانه و هدفمند هوش مصنوعی با رویکردهای یادگیری مشارکتی، می تواند پارادایم آموزش را از «انتقال دانش» به «تولید مشترک دانش» تغییر داده و گامی اساسی در جهت تحقق عدالت آموزشی و پرورش شهروندانی توانمند، مسئولیت پذیر و آماده برای مواجهه با چالش های آینده تلقی گردد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهره بلندی
فوق لیسانس مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد گرگان