سردرگمی هویت جنسی در دوران بلوغ (کمک به نوجوان در شناخت بدون قضاوت خود و پذیرش تغییرات در جهت زیست انسانی پایدار و تثبیت هویت )
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 86
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ZISTCONF06_053
تاریخ نمایه سازی: 14 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
دوران بلوغ یکی از حساس ترین و بحرانی ترین مراحل رشد انسان است که نوجوان در آن با تغییرات شدید جسمی، روانی و اجتماعی مواجه می شود. در این دوران، یکی از چالش های مهم و کمتر درک شده، سردرگمی در هویت جنسی است؛ پدیده ای که در نتیجه ناآگاهی، فشارهای فرهنگی یا تربیتی، و تغییرات هورمونی می تواند موجب اضطراب، احساس گناه یا انزوا در نوجوان گردد. فهم این پدیده نیازمند نگاهی علمی، همدلانه و عاری از قضاوت است. شناخت هویت جنسی بخشی از فرآیند طبیعی رشد روانی و اجتماعی نوجوان محسوب می شود. هنگامی که محیط خانواده و مدرسه با پذیرش، گفت وگوی سالم و آموزش صحیح همراه باشد، نوجوان فرصت می یابد تا احساسات و پرسش های خود را بدون ترس از قضاوت بیان کند. در مقابل، بی توجهی یا واکنش های منفی اطرافیان ممکن است سبب پنهان کاری، اضطراب مزمن یا گرایش به منابع اطلاعاتی غیرمعتبر گردد. در این مرحله، نقش معلمان و والدین بسیار کلیدی است. آنان باید با درک علمی از فرایند شکل گیری هویت جنسی و ایجاد فضایی امن و محترمانه، به نوجوان کمک کنند تا خود را بهتر بشناسد و تفاوت هایش را بدون احساس شرم بپذیرد. روش های گفت وگوی غیرمستقیم، استفاده از برنامه های آموزشی مناسب سن و تشویق به خودآگاهی، در کاهش تنش های درونی نوجوان نقشی موثر دارند. سردرگمی هویت جنسی نباید به عنوان «اختلال» یا «انحراف»، بلکه به عنوان مرحله ای از رشد و جست وجوی خود در دوران بلوغ دیده شود. برخورد آگاهانه و بدون قضاوت با این موضوع، زمینه ساز سلامت روانی نوجوان و شکل گیری شخصیتی متعادل در بزرگسالی است. آموزش و تربیت مبتنی بر همدلی و پذیرش می تواند مسیر گذار از این دوران را برای نوجوانان آسان تر و سازنده تر سازد.روش پژوهش و یافته ها: این مقاله به روش کتابخانه ای و با شیوه توصیفی تحلیلی انجام شده است. بررسی ها نشان می دهد که سردرگمی هویت جنسی در دوران بلوغ پدیده ای طبیعی و گذرا برای بخش قابل توجهی از نوجوانان است و معمولا ناشی از ترکیبی از تغییرات هورمونی، رشد شناختی، فشارهای اجتماعی و کمبود آگاهی است. این پژوهش ها تاکید می کند که ایجاد یک فضای گفت وگوی امن و بدون قضاوت در خانواده و مدرسه، مهم ترین عامل در کاهش اضطراب و افزایش خودپذیری نوجوانان است. همچنین نوجوانانی که به منابع اطلاعاتی معتبر دسترسی دارند و توسط والدین و معلمان حمایت عاطفی دریافت می کنند، توانایی بیشتری در شناخت خود، مدیریت احساسات و عبور سالم تر از این مرحله رشدی دارند. در مقابل، سرزنش، شرمسارسازی یا نادیده گرفتن پرسش های نوجوان، احتمال انزوا، کاهش عزت نفس و سردرگمی طولانی مدت را افزایش می دهد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سارا جوکار
فارغ التحصیل کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی دانشگاه ازاد یاسوج