تاثیر آموزش مبتنی بر هوش های چندگانه بر خلاقیت و یادگیری فعال دانش آموزان ابتدایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 72

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_2464

تاریخ نمایه سازی: 14 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

آموزش در دوره ابتدایی نقش زیربنایی در رشد شناختی، عاطفی و اجتماعی کودکان دارد و کیفیت یادگیری در این مقطع، بنیان موفقیت تحصیلی در مراحل بعدی است. در دهه های اخیر، رویکردهای نوین آموزشی با هدف پرورش توانایی های متنوع دانش آموزان مورد توجه قرار گرفته اند. یکی از این رویکردها، نظریه هوش های چندگانه گاردنر است که بر تنوع استعدادها و توانایی های انسانی تاکید دارد و معتقد است یادگیری زمانی موثر است که با نوع هوش غالب هر دانش آموز هم راستا شود. از سوی دیگر، پرورش خلاقیت و یادگیری فعال از اهداف کلیدی آموزش ابتدایی محسوب می شوند، زیرا این دو متغیر موجب رشد تفکر واگرا، حل مسئله و مشارکت موثر در فرایند یادگیری می گردند. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مبتنی بر هوش های چندگانه بر خلاقیت و یادگیری فعال دانش آموزان ابتدایی انجام شد. این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و گروه کنترل است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی مدارس دولتی شهر بانه در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ بود. از میان آن ها، دو مدرسه به صورت خوشه ای انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند (هر گروه ۵۰ نفر). ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه خلاقیت تورنس (TTCT) با پایایی ۰.۸۵ و پرسشنامه یادگیری فعال Bonwell & Eison (۱۹۹۱) با پایایی ۰.۸۸ بود. گروه آزمایش طی ۸ هفته آموزش مبتنی بر هوش های چندگانه دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل با روش سنتی تدریس شد.داده ها با نرم افزار SPSS و از طریق آزمون های t وابسته، t مستقل و تحلیل کوواریانس (ANCOVA) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که میانگین نمرات خلاقیت در گروه آزمایش از ۶۳٫۵ به ۷۹٫۲ و یادگیری فعال از ۷۵٫۱ به ۹۰٫۳ افزایش یافت، در حالی که تغییرات گروه کنترل ناچیز بود. اختلاف میان دو گروه از نظر آماری در سطح اطمینان ۹۵٪ معنادار بود (p<۰.۰۰۱). مقدار اندازه اثر برای خلاقیت (d=۱.۲۶) و برای یادگیری فعال (d=۱.۲۱) نشان دهنده ی تاثیر بسیار زیاد آموزش چندهوشی بود. نتایج تحلیل کوواریانس نیز تاثیر پایدار مداخله را پس از کنترل نمرات پیش آزمون تایید کرد (η²>۰.۳۳). یافته ها نشان می دهد که آموزش مبتنی بر هوش های چندگانه، با فعال سازی انواع توانایی های ذهنی و حسی، موجب افزایش خلاقیت، انگیزش درونی و مشارکت فعال دانش آموزان در فرایند یادگیری می شود. بنابراین، به کارگیری این الگو در نظام آموزشی ابتدایی می تواند به عنوان رویکردی کارآمد برای ارتقای کیفیت آموزش و پرورش خلاقیت مورد استفاده قرار گیرد.

نویسندگان

محمدعلی شریف زاده

کارشناسی ، رشته آموزش ابتدایی، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.